کاورمون.....🍓.....
16 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
کاورمون.....🍓.....
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
تو آدم بدی نیستی هری، آدم خوبی هستی که اتفاقات بدی براش افتاده
سیریوس بلک
به بههه🍃🤍
چه ایدهی قشنگی برای پستت داشتی.
منم دوست دارم یه دیالوگ از نسل بعدی بگم...
آلبوس: ما دوستیم؟
اسکورپیوس: همیشه
Albus: Friends?
Scorpius: Always...
و من ریگولوس تستچی هستم
کسی که ازش حرفی نزدن
هعی
چیزی که میخواستم نشد اما خب تستچی محدودیت کاراکتر داره متاسفانه. امیدوارم خوشتون اومده باشه. هر چند دیالوگ خالص نبود (ببخشیدددددد)
اما دقیقا همون لحظه، بلاتریکس زندانش رو ترکوند و سنگ ها به اطراف پرت شدن. «آوادا کداورا!» مک گوناگل به سختی با پروتگو اونو دفع کرد. مک گوناگل با اخم جدیدی گفت:«یه دانش آموز یاغی دیگه. برای من چیز جدیدی نیست.» و طلسم آبی رنگی به سمت بلاتریکس فرستاد. بلاتریکس جاخالی داد اما لبه ی مانتوش آتیش گرفت. ناگهان چشمان بلاتریکس درخشیدند و به سمت مخالف مک گوناگل دوید. مک گوناگل وقتی فهمید که بلاتریکس به سمت جینی میدود که دیگر دیر شده بود. بقیه ماجرای بلاتریکس هم همونیه که توی فیلم و کتاب دیدیم.
کسی مک گوناگل نیست؟ پس با اجازه (میدان نبرد جنگ هاگوارتز. با بلاتریکس قبل از مواجهه با مالی)
طلسم سبز رنگی از کنار مک گوناگل گذشت. به سمت منبع طلسم برگشت و با بلاتریکس مواجه شد. بلاتریکس با خنده ی جنون آمیز گفت:«انگار سنت کمکی نمی کنه» مک گوناگل با همون جدی همیشگی جواب داد:«فقط یه احمق فکر میکنه کسی که پیرتره، ضعیف تره» و یه طلسم بنفش رنگ از نوک چوب دستیش خارج شد. سنگ های زیر پای بلاتریکس مثل یه زندان اونو در بر گرفتن. «فک کن آزکابانه. اونقدری توش موندی که فکر کنی خونته» و با آرامش دور شد.
ـــ بدون تاریکی روشنایی معنا نداره
💚هوریس اسلاگهورن💚
من سیریوس بلکو کشتمممممممم
من الان میام شمارو میزنمممم🩴🩴
منتظرم
عالی بود✨✨