Rmoina' 𝟷𝟸' intp
Rumi sacrifices herself for this. = اکسو، بلک پينک، استری کیدز، کتسای، ایتزی، توایس، بیبی مانستر، انهاپین، کورتیس، فانک، خوراکی (چيپس و بستنی)، سیسی های باشگاه(اکیپمون تو باشگاه)، کیدراما، GPT، کیم سوکجین، خانوادم، گربه هام، مطالعات، ریاضی، زبان، علوم، گوشی، نت، خوابيدن، کاراته، شمشیربازی، گیتار الکترونیک، ویولن، کنسرت گذاشتن تو حموم، کیپاپ، کره جنوبي، آزادی، عدالت، ژاپن، چین(به کوشولو به یه دلیلی بدم میاد)، تیشرت گشاد، پیژامه بتمن و اسپایدرمن، اتاقم البته به قول مامانم غار، دستپخت مامانم، تابستون و ماه ارديبهشت(خودشیفته خودمم)، ادیتای کیپاپ، ساعت تو مدرسه
Rumi sees this and gets angry. = پیکمی ها، اونایی که بخاطر جنس مخالف هم جنس خودشونو میفروشن، دوستی های دو روزه، هیترها، بروکلی، لی سومان، جوپ اوپا، ته ایل، کیم سوهیون، یانگ هیون سوک، بنگ شکم، کلم پلو(شیرازی ها بخدا کلم میخورم جوش میزنم)، فیلم ترکی، فیلمای ایرانی البته بعضیاشون، تاکسیک ها، پرنسسعلی ها، همکلاسی هام جز رونیکا ش، لباس فرم مدرسه، داور های حق خور توی مسابقات، کسایی که به کریس تهمت زدن، دبیر دینی، خود درس دینی، فارسی، عربی، درس هاي مربوط به دین و عربی، کسایی که فحش میدن فکر میکنن خفنن، کسایی که درس نمیخونن فکر میکنن خفنن(البته زیاد نمیبینم تو مدرسه فقط منم که کم مونده از دیوار بالا برم وا مگه اینا آدمم همشون رباتن واقعا من شبیه بقیه کسایی که توی سمپاد درس میخونن نیستم)، سن دوازده سالگیم، خانواده پدریم البته بجز دخترعمو و پسر عمو هام البته البته یکیشون رو اصلا آدم حساب نمیکنم
خب موهام پسرونه هست تازه زدمشون خیلی بلند بود شب اول بخاطرشون گریه کردم ولی الان خوشحالم، همه بهم میگن سیخ چوبی دراز، 44 کیلو هستم، قدم 161، چشمام مشکیه(مشکی رنگ عشقه خودشیفته خودمم)، زورم زیاده، استایلم توی زمستونی هودی میپوشم با شلوار بگ، تابستون تیشرت و شلوار همشونم رنگ تیره هستن بجز هودی بنفشم که روشنه
دستم خورد معذرت