3 ماه پیش 4 اسلاید 39 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (8)
  • واقعا خسته نباشی. قلم، فصیح و روان. گنجینه‌ی واژگان بسیار غنی که در متن برجسته‌ست و باعث میشه نوشته برای خواننده ملموس بشه. وجه‌ای از دریا رو نشون دادی که کمتر توی متن‌ها دیده میشه، دریا که برای شخصیت مثل سوهان روی روحش می‌مونه و فرسوده‌اش کرده. یکنواختی زندگی شخصیت و حتی مرگش، که تنها سوگوارش مرغ‌های دریایی بودن و اقیانوسی که تابوتش شد، همگی به مطلوب‌ترین حالت ممکن فضای مکدر و ملول داستان رو به تصویر کشیدن که نشان از هنرمندی و تبحر نویسنده داره. عالی بود، عزیز.✨🪷

    • مرسی از وقتی که گذاشتی و نظرت، خیلی ارزش داشت :)

    • عزیز، ارزشمند شمایی و قلمت. بنده چیزی جز آشکارا نگفتم. راستش خیلی به دلم نشست، تضاد خیلی قشنگی درست کرده بودی. پسرک از دریا بیزار بود، ولی تنها جایی هم که داشت، کنار همون یار منفور، دریا بود. دریا نگاه نمی‌کرد به کفش‌های زوار-در-رفته و ژاکت کهنه‌اش، هرچی که روح تکه‌تکه‌ی پسر داشت رو قبول کرده بود. پسرک مال دنیا و آدم‌هاش نبود، مال دریا بود، ماوای مطرود پسرک ماهی‌فروش.

    • واقعا خوشحالم که کسی اینقدر با دقت داستانمو خونده و درکش کرده، نظر لطفته واقعا
      بی نهایت ممنونم ازت

  • عالیههه✨))

  • زیبا بود
    خسته نباشی

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.