داستان کشف این قاره، اونجوری که فکر میکنین نیست..
یکی بود، یکی نبود؛ یکی از روز های قشنگ سال ۱۴۹۲ میلادی، یه کشتی خوشگل از ساحل اسپانیا به سمت غرب راهی شد. ناخدای مهربون اون کشتی، اسمش بود جناب اقای کریستف کلمب. اون موقع ثابت شده بود که زمین کروی هست و جناب کلمب میخواست برای رسیدن به هند، به جای دور زدن افریقا، از غرب و از اقیانوس اطلس بره و از اون طرف زمین به اسیا برسه. این اقای کریستف کلمب ما، با دوستاش راهی شدن و رفتن و رفتن تا رسیدن به یه خشکی بزرگ. کریستف و همراهانش فکر کردن که به هند رسیدن و توی ساحل اون خشکی، پهلو گرفتن.
اقای کلمب و دوستاش به اهالی اون خشکی برخوردن؛ سرخپوست ها. با دیدن سرخپوست ها که سلاح های پیشرفتهای نداشتن و رفتارشون خیلی ارام و دوستانه بود، فورا دست به کار شدن. اسپانیایی های عزیزمون با دیدن زیورآلاتی که ساکنین اون خشکی داشتن، فکر کردن که این سرزمین حتما طلای خیلی زیادی داره. کریستف کلمب تو جزیره هیسپانیولا یعنی جایی که الان کشور های هائیتی و دومینیکن هستن، یه قلعه بزرگ ساخت که برای سرخپوست ها یه جای خیلی ترسناک بود. کریستف عزیز و مهربون ما سرخپوست ها رو مجبور میکرد هر سه ماه یه بار یه مقدار مشخصی طلا براش ببرن به قلعهش. و این کار برای همه سرخپوست های ۱۴ سال به بالا، چه زن و چه مرد اجباری بود.
خلاصه؛ سرخپوست های عزیز کارشون شده بود شستن شن داخل رودخونه ها و پیدا کردن طلا و بردنش به قلعه. دریانوردان اسپانیایی یه قانون گذاشته بودن؛ اینکه اگه یه سرخپوست توی اون بازه های زمانی مشخص شده، مقدار طلای مشخص شده رو نمیاورد، دستاش رو قطع میکردن. نویسنده های اسپانیایی هم که به اون خشکی تازه کشف شده میرفتن، توصیفاتی از صحنه های قطع شدن دستای سرخپوست ها و تلو تلو خوردنشون و خونریزی زیادشون، با خودشون به اروپا میاوردن. سرخپوست های اروم و بیازار، بعد از قطع شدن دستاشون توسط اسپانیایی ها، بعد از چند ساعت به خاطر خونریزی زیاد می.مرد.ن. راستش از بخت و اقبال بد سرخپوست ها، تو خاک هیسپانیولا طلای خیلی زیادی وجود نداشت. اونها حتی زیورآلاتشون رو هم به اسپانیایی ها داده بودن. بیست و پنج سال بعد از ورود کریستف کلمب به این جزیره، فقط تعداد کمی از دورگه هایی با پدران اسپانیایی و مادران سرخپوست باقی مونده بودن.
بله بچه ها، طی ۲۵ سال نسل سرخپوست ها از ریشه کنده شده بود. اسپانیایی ها اومده بودن تا سرخپوست های نازنین رو از گوشهنشینی بیرون بیارن و سرنوشتشون رو با بقیه جهان پیوند بزنن. اون خشکی تازه کشف شده، امریکای لاتین، الان دست در دست جهان سفید به دوره جدیدی قدم گذاشت. دوره ای که با م.ر.گ اغاز شد.
عالی بود ✨
اولین کامنتت