..حال خوشی نداشت.در جعبه جادویی اش به دنبال چیزی میگشت.چیزی که بتواند حالش را بهتر کند؛اما فایده ای نداشت..چون هر ماده ای که در جعبه اش پیدا میشد به "مولفه اصلی" احتیاج داشت.برای اینکه اثر خود را بگذارند باید با مولفه اصلی ترکیب میشدند..که اکنون،همه چیز داشت غیر از مولفه اصلی.
خوب میدانست که در این شرایط باید بیخیال جعبه و محتویاتش میشد؛چون حتی اگر شرایط استفادهشان را هم داشت..حداقل اکنون..تمامیشان مانند مسکن بودند،هیچکدام این درد را "دوا" نمیکردند. خوب میدانست که باید به دنبال درمان برود..ولی چیزها و کارهایی که وضعیت او را به "درمان شده" تغییر میداند..اصلا در نظرش خوشایند نبودند..
باید از کوه بالا میرفت.باید سعی میکرد ذهنش را بار دیگر پاکسازی کند.باید چندین کتاب را از نو میخواند.باید برای آزمون آماده میشد..انجام اینها او را درمان میکردند؛اما عجیب بود..با اینکه به این راه اعتماد داشت اما رغبتی برای انجام در او دیده نمیشد.انگار که بگوییم او یک دیابت زنده است.نسبت به انسولین مقاومت نشان میدهد.
..گمان کردی در مورد چه کسی سخن میگویم؟یک شاگرد جادوگر که با مانا و گیاه های دارویی و سمی سروکار دارد؟ یا حتی جوانی که غیر منتظره یک روز کنار خانه شان یک جعبه سحرآمیز پیدا کرده و در موردش به هیچکس چیزی نگفته؟
نه.اگر اینطور فکر کردی پس..گولت زدم.
اینها تماماً توصیفی از احوال یک دانش آموز یا دانشجو -نامش را هر چه میخواهی بگذار- است..بیا و به دل نگیر که شاید سرت را شیره مالیدم..نکته مهم این است که..نگاه کن..چیزی چنان ساده و عمومی چطور میتواند این چنین غیر معمول،جالب و حتی عجیب به نظر برسد.و اگر از خود بپرسیم چرا چنین چیزی رخ میدهد..من که گمان میکنم این راهکاری است برای گریز از"محاصره ی عادی ها".
اگه بخوام اعتراف کنم باید بگم که گول خوردم
راستش نوشته تون واقعا ادم رو به فکر وامیداره
اینکه شاید قابلیت اینجوری جادویی توصیف کردن اتفاق ها و افکار روزمره که اکثرا بیخیال از کنارشون رد میشیم -تا به اصطلاح وقت و انرژی مون رو صرف چیزای مهم تر بکنیم-رسالت زندگیمون بوده که حالا بعضی نویسنده ها و کارگردان ها میخوان یاداوری کنن
و اگر برای بار چهارم بخوام اعتراف کنم،شما نسبت به من خیلی لطف داری،
مطمئنم اونقدر هم عالی ننوشتم و حتی نمیدونم "نویسنده" محسوب میشم یا نه
فقط میدونم حضور ذهن هایی مثل شماست که به این متن ها، معنا میبخشه..
نباید اینو بگم اما خوشحالم که گول خوردی،این نشون میده حداقل در مورد یه نفر، متنم موفقیت آمیز عمل کرده!
این شما هستین که ادم رو تحسین وامیدارین
لطفا اینجوری نگو بنظرم واقعا قشنگ بود مخصوصا بعد از مدت ها
من دیگه میتونم به خودم بگم طرفدار
و بعنوان یه طرفدار امیدوارم این کارو ادامه بدین
واقعا خوشحالم که خوشحالت کردم باعث افتخاره
خجالتم نده رفیق..
همه ما منحصر به فردیم.
یادم میاد اولین باری که اکانتت رو دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
توی سنی که بودم این همه توجه به علم برام شگفت انگیز بود..داشتم کسی که توی سن پایین به چیزای علمی علاقه داره رو از نزدیک ملاقات میکردم..یجورایی شبیه به یه الگو برام بودی
یه نمونه
از کسی که به خودش اجازه داده از نظم موجودی که "فضای مجازی و ترند" صداش میزنن فراتر رفته باشه
واقعا موافقم هرکسی منحصر به فرده
راستش نمیتونم انکار کنم علم رو دوست دارم
اما شما بطور خیلی ویژه ای بهم لطف داری
اکانت من شاید یکم بتونه جالب باشه فقط در همین حد
و راستش لیاقت الگو خطاب شدن رو ندارم واقعا میگم بدون هیچ تواضع یا هرچیزی
میدونین خیلی تلاش کنم بتونم ادم بدی نباشم -اونم حداقل برای اکثر افراد اشنا- که همش بخاطر شانس اشنایی با ادمای فوق العاده بود
سلام
خسته نباشید
واقعا خوشحالم که دوباره نوشته هاتون رو میخونم
سلام رفیق،
منم خوشحالم که شما اینجایی،
-لطفا خودمونی باهام حرف بزن:)
نیازی به رسمی صحبت کردن نیست..
سلام دوباره
واقعا ممنون
حتماا
*جاستین عزیز.
نمیدونم چه اتفاقی برای اکانتت افتاده هیچجوره نتونستم پیدات کنم..اگه این پیام رو دیدی بدون فراموشت نکردم..(منظورم اینه که حواسم است غیب شدی)
سلام راکیتو! چطوری؟
چه خبر؟ دلم برات تنگیده بود
ممنون که به یادم بودی
نمیدونی چه اوضاعی داشتم
اکانتم پرید، به لقاالله پیوست
و نمیشد اکانت زد به خاطر نت ملی
و من نمیتونستم هیچجوره یه علائم حیاتی نشون بدم
شمارتم که دادی سیو نکرد-
در این حد که میخواستم بگم اکانت اضافه داری و اینا نشد.
اینم منم
اووو سلاام دختر
بالاخره..حدس زدم..چی میشه بعنی که اکانت میپره؟
منم همینطووور
مشکلی نیست مشکلی نیست..فقط حیف اون همه فعالیت که کرده بودی🥲💔
ایندفعه دیگه محض احتیاط دو تا اکانت زدی؟😂😂
منم اکانت اضافه دارم..ولی رمزشو یادم رفته
ایمیلی هم که باهاش زدمم یادم رفته💀💔
آره دیگه کلا یه اکانت سوخته است
آخ گفتی داغ دلمو تازه کردی
بیشتر دستاوردا رو داشتم حتی بررسی ۵۰۰۰ پست
ناظر بودم
۴۲ تا پست داشتم
۲۰۰ تا اسلایس
وای.
وای آره😂
میدونی... گزارشم زدن
اکانت اصلیم اونیه که پروفایل داره
یا خدااا حتی ۵0۰۰ تاا؟زیااادهه💀😂💔
دلیل خاصی به نظرت میرسه؟
که چرا اینکارو کردن؟
گرفتم