5 ماه پیش 4 اسلاید 9 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سایر

نظرات بازدیدکنندگان (70)
  • وقتش رسیده یه سیندیکیت تو دنیای واقعی بزنیم
    مجازی فایده یوخ

  • فیلزا: من در اون لحظه یه پدر زخم خورده بودم…
    من چرا دارم به این میخندم؟

    • On that moment, I was a زخم‌خورده father
      مدیونی فکر کنی نمیدونم زخم‌خورده به انگلیسی چی میشه-

    • فک کنم دلشکسته میشه گفت
      Broken

  • مود‌ تکنو وقتی تامی به ویلبر سیلی زد:
    😃👏🏻

  • تکنو: وزن ویلبر برای من مثل یه کیسه نارنگیه_
    تامی: شاید ویلبر برای تو یه کیسه نارنگی باشه، ولی‌من!…
    تکنو: یه کیسه انگوری.
    (این پارت کلینیک هیچچچ‌وقت باعث نمیشه من نخندم)

  • من اصلا یادم نبود اینجا اکانت دارم

    • پشماممممم
      مگ سالمی؟

    • عه مگ
      خوبی؟!

    • آره آره زنده ام UU

    • آره ارهههه

    • وای مگگگگگ

    • ببینم روبیکا قطعه هنوز نه؟

    • یس

    • ایول اصلا. اه

  • تکنو: دریم رو میکشی_
    تامی: ولی ۴۰۴ هم از قضیه خبر داره-
    تکنو: خب دریم و ۴۰۴ رو باهم‌میکشی_
    تامی: فلیم؟
    تکنو: خب اونم_
    تامی: نهههههه!

    • من عاشق تکنو ام باتشکر خدافس.

    • 😂🥀

    • اصلا کارکترا توی کلینیک، به طرز جدیدی خوبن😂😭 کلینیک عشق زندگی من

  • حقیقتا اونجایی که سرینا به میچ دستور داد خودشو کیل کنه من یاد اونجایی افتادم که سایرن به پلیس ها دستور داده بود همو کیل کنن_
    وقتی کلینیک و شرور رو باهم میخونی:

    • خب دقیقا همین دیگه
      اصلا خیلی لعنتی وایب کلینیک میداد
      بعد تازه
      یه کتاب هست که من ازش الهام‌رگفتم‌برای داستان Dsmpم
      اون اصلا شبیه نیست ولی اگه چهره کاراکترا رو تصور نکنی داستان خامش وایب خود dream smp رو میده

    • دیدی ادم بعضی چیزای کتاب مورد علاقشو تو نوشته‌ش میگنجونه؟ و من الان فهمیدم چرا بعضی جاها توی شرور حس نوستالژی میکردم، چون کتاب مورد علاقه‌ی لکس شروره🥀
      اسم این کتابی که میگی چیه؟-

    • حقیقتا من موقع خوندن پس از سیاهی(اسمش این بود دیگه؟) حس کردم وایب یه کتابی رو میده ولی هرچی فک کردم به ذهنم نرسیدنش

    • نوری در تاریکی؟
      اسمش رو مطمئن نیستم یادم نیست

  • آقا بچه‌ها اگه خطاب به من چیزی گفتین کامنتمو لایک کنین نوتیفش بیاد، سخته هی آدم بیاد نگاه کنه-

  • دارم کلینیک میخونم. برای ارامش ذهنم خیلی خوبه.
    یادم باشه بعدا برم بازم از لکس تشکر کن_

    • اگه نت درست بشه*

    • بعدا: وقتی نت درست بشه

    • از من تشکر کن که لکسی رو مجبور کردم کلینیک رو دانلودش رو باز کنه 😔

    • از تو تشکر میکنم😔

    • از چشمات تشکر کن که میتونی بخونی

    • از چشمام تشکر میکنم

    • از من تشکر کن که بردمت کوئتو🤣🤣

    • بسه دیه😂😭

    • 😂😂

    • باید از کل دنیا تشکر کنی🥀

  • اقا شرور رو تموم کردم. میدونم خیلی مهم بود براتون ولی تمومش کردم و واکنش صادقانه‌ام اینه:
    میتژایتنبنیخخیخیخصححیمیمیممصمصححخفننننن

    • خیلی خوب بود 🥀🥀🥀

    • آقا به به

    • فویو برو مطلب منو ببین پیدا میکنی تازه منتشرش کردم🥀
      ببین خوب شده؟

    • یعنی عااااشققققق صحنه‌ی دستگیری الی شدم🥲🥀
      از نظر عو۰ضی بودن هم ویکتور هم الی در یک سطحن ولی من طرف ویکتورم_

    • میدونستم تو هم ویکتور میپسندی🥀

    • اگه سرینا نبود و الی می‌تونست با نقشه‌ی قبلیش پیش بره و فکر «قهرمان بودن» رو تو سر الی ننداخته بود، داستان یجور دیگه پیش میرفت و ممکن بود من به اینکه از الی خوشم بیاد فکر کنن، ولی نه_ و کلا زیرکی ویکتور خیلی کراشه🥀

    • اقا
      پیشنهاد میکنی جلد دوم رو بخونم یا نه؟

    • جلد دومش یکم مثل این میمونه‌که یه اتفاق بزرگ افتاد و مثلا یه جا ترکید بعد تو داری داستان بعد ترکیدنش رو میخونی
      سطح توقعت رو یکم از قبلی بیار پایین ولی بخونش چون ارزشش رو داره

    • پس یعنی اتفاق خیلی بد بزرگی نمیوفته؟

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.