پارت سوم با حضور محترم کاربران تستچی. (یکی دو نفر هم جزء افرادی هستند که نمیتونن به هر دلیلی وارد تستچی بشن_ اما تستچی رو مثل خونه خودشون دوست دارن_پس از من خواستن که توییتشون رو بزارم، پس اگه میبینید نمیشناسیدشون بدونید که موضوع چی هست.)
5 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
عالییییییییییییییییییییی
اس ۲برای جلد چندم من تازه اول کتابم 🤠☝🏻
فکر کنم مال جلد سوم باشه. من خودم هنوز جلد دومم.
دیگر نه شاد بودم نه ناشاد
پارت بعدو نمیزاری؟
سرگرم امتحانات دی بودم وقت نشد. شرمنده.
یه نسل متن رو عوض میکنه
نسل بعدی اون متن رو آموزش میده
نسل بعدی با اون متن بزرگ میشه
و دروغ به تاریخ تبدیل میشه
-جناح چهارم
ممنون که حضور داشتم
عالی بود
"خب وقتی دربارهی چیزی فکر میکنی، به این معنی نیست که بخشی از وجودت به اون باور داره؟فکر کنم ما داخل زندگی بیشتر از چیزی که بخوایم مسائل رو تکذیب کنیم، تمایل داریم اونا رو اثبات کنیم.ما میخواهیم آن را باور داشته باشیم.”
اما هنوز هم به او فکر میکنم. اولین هفته ی تحصیلم در دانشگاه، وقتی زیر شکوفه های گیلاس قدم میزدم، به او فکر میکردم. هروقت به شهر می روم، در کافه ی خورشید و ماه قهوه مینوشم و به او فکر میکنم. هربار که چشمانم را میبندم به او فکر میکنم؛ و دوباره خودمان را میبینم که در کنار هم، در مزارع طلایی دراز کشیده ایم.
_مطمئن نیستم،تو واقعا مرا با او تعویض نکردی؟
-بله مطمئن باش
_اما چرا؟
-ما بهم قول داده بودیم که بهم اعتماد داشته باشیم
_دارن من واقعا تو را خوب نشناخته ام،تو خیلی باهوشی،من بهت افتخار میکنم
عالیییییییی بود