7 ماه پیش 5 اسلاید 701 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی کتاب

نظرات بازدیدکنندگان (35)
  • imageNorliy49
    بیکار

    دیگر نه شاد بودم نه ناشاد

  • یه نسل متن رو عوض میکنه
    نسل بعدی اون متن رو آموزش میده
    نسل بعدی با اون متن بزرگ میشه
    و دروغ به تاریخ تبدیل میشه
    -جناح چهارم

  • ممنون که حضور داشتم
    عالی بود

  • "خب وقتی درباره‌ی چیزی فکر میکنی، به این معنی نیست که بخشی از وجودت به اون باور داره؟فکر کنم ما داخل زندگی بیشتر از چیزی که بخوایم مسائل رو تکذیب کنیم، تمایل داریم اونا رو اثبات کنیم.ما میخواهیم آن را باور داشته باشیم.”

  • اما هنوز هم به او فکر میکنم. اولین هفته ی تحصیلم در دانشگاه، وقتی زیر شکوفه های گیلاس قدم میزدم، به او فکر میکردم. هروقت به شهر می روم، در کافه ی خورشید و ماه قهوه مینوشم و به او فکر میکنم. هربار که چشمانم را میبندم به او فکر میکنم؛ و دوباره خودمان را میبینم که در کنار هم، در مزارع طلایی دراز کشیده ایم.

  • _مطمئن نیستم،تو واقعا مرا با او تعویض نکردی؟
    -بله مطمئن باش
    _اما چرا؟
    -ما بهم قول داده بودیم که بهم اعتماد داشته باشیم
    _دارن من واقعا تو را خوب نشناخته ام،تو خیلی باهوشی،من بهت افتخار میکنم

  • عالیییییییی بود

  • « فکر می کنی همرنگ جماعت شدن مخفی شدن نیست ، الین ؟ چه نامرئی باشی چه او سایه ، در هر دو حال داری از دیده شدن دوری می کنی .»
    تاج شکسته

  • استرایک گفت : نه ، بیشتر میشه گفت دچار جنون بودی . خواهرتو کشتی و در رفتی بعد اومدی پیش من و خواستی رو قتلش تحقیق کنم
    عالی بود

  • imageNorliy49
    بیکار

    زوال بشری، نه ادمی، بوف کور🛐🛐

    • سلیقتون زیباست.

    • imageNorliy49
      بیکار

      ممنون🙃

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.