داستان روشنک و کوروش که با غم به پایان رسید:)
اول اینکه این داستان ها در منابع تاریخی معتبر (هردوت ـ گزنفون ـ کتیبه ها) ذکر نشده و بیشتر شبیه به افسانه ها و داستان های اسطوره گونه ی ایرانیه 🌿
داستان دو جور تعریف شده ؛ داستان اول: روشنک(روشن) ، دختری از خاندان مادهای یا شاید هم از خاندان های نجیب ایران بوده. کوروش در نوجوانی و جوانی وقتی بین قبایل بود با او آشنا میشود!
او دختری خوش سرزبون و مهربان و اهل شعر و موسیقی و هنر بوده و کوروش عاشق خرد و اندیشه و زیبایی دختر قصه ی ما میشه .. ولی بعد ها چون کوروش با کاساندان به دلیل سیاسی ازدواج میکنه این عشق هیچ گاه به وصال نمیرسه.!
داستان دوم: روشنک و کوروش در بچگی و بین قبایل فقیر زندگی میکردن و با هم دوست بودن . تا اینکه رفاقت اونها تبدیل به عشق میشه عشقی زیبا و پرتب و تاب
کوروش وقتی خودش رو برای حکومت اماده میکرد عشقشو به روشنک اعتراف میکنه :) (روشن در این روایت هم سن کوروش است) روشنک می دونه که حکومت کوروش در آینده نیاز به جانشین های متعدد داره
در اون زمان هم سن باروری برای خانم هایی که فرزندان شاه را به دنیا می آوردند دغدغه ای جدی بوده! روشن با این فکر که دیگه پیر شده و سنش گذشته و شاید نتونه اون تعداد جانشین برای کوروش به دنیا بیاره ، تصمیم بدی میگیره
روشنک برای اینکه کوروش مجبور نشه بین عشق و مصلحت حکومت یکی رو انتخاب کنه و بتونه با خانم های جوان تر ازدواج کنه خودش رو با غرق کردن در دریای سرخ چابهار قربانی میکنه . (میگن دریای سرخ از ابتدا سرخ نبوده و غرق شدن روشنک باعث سرخ شدن اب میشه🥲)
وای نه 💔
آخی بمیرم برا روشنکم. چقدر غمگین بود😭
من نویسندم و اولین کتابم به دلایل مسخرهای مجوز چاپ نگرفت. تو فکرم دومی رو از الهام گیری داستان دوم بنویسم به نظرتون این هم مجوز چاپ نمیگیره؟
حقیقتا نمیدونم ، ولی خیلی جالبه دوست دارم کتابتونو بخونم
امیدوارم مجوز چاپ بگیره🫠✨
اصن دلم یه جوری شد دومی رو خوندم، الهییییی😭✨
ممنون که خوندید✨🌿
ممنون تو که همچین چیز قشنگی رو گذاشتی🎀
خیلی جالب بود :)
با سپاس از نگاه شما✨
🌹❤
وای:)
🌿