این پست به این میپردازه که ذهن ما شبیه یه پازل پیچیده و زندهست؛ با تکههایی از خاطره، احساس، ترس و منطق. ولی همیشه بخشی از این پازل گم شده… همون بخشی که اگر پیداش کنیم، تصویر کاملتری از خودمون میسازیم. ناظر عزیز ، این پست خودشناسی هست و من اینو تو دسته ی اطلاعات عمومی نمیزارم
پازل پنهان ذهن همهی ما فکر میکنیم خودمون رو میشناسیم. میدونیم از چی خوشمون میاد، چی ما رو ناراحت میکنه، با کی راحتایم و از چی فرار میکنیم... اما اگه این فقط لایهی بیرونی باشه چی؟ اگه ذهنمون مثل یه پازل باشه، پر از تکههایی که هنوز جا نیفتادن یا حتی پیدا هم نشدن؟
گاهی یه حس عجیب از ناکجای ذهنمون میاد، یه حس که دلیل خاصی نداره. تصمیمهایی که بیمنطق میگیرم، خاطراتی که ناگهان ظاهر میشن، یا دلتنگی برای چیزی که حتی اسمشم نمیدونم... همشون نشونهان. نشونهی تکههایی از “خود” که هنوز شناخته نشدن.
ذهن فقط فکر کردن یا یاد گرفتن نیست. ذهن یه فضای زندهست؛ پر از خاطرههایی که جا خوش کردن، احساسهایی که دفن شدن، ترسهایی که ظاهرشون منطقیه ولی ریشهشون یه چیز دیگهست...
ذهن ما یه پازل پیچیدهست. هر قطعهاش نمایندهی چیزیه: یه قطعه برای ترس، یکی برای غرور، یکی دیگه برای خاطرهای که فراموشش کردیم ولی هنوز اثرش توی تصمیمهامونه. ما با بعضی از این قطعهها بزرگ شدیم، ولی خیلیهاش هنوز پیداشون نکردیم. چرا گاهی نمیدونیم دقیقاً چرا ناراحتایم؟ چرا یه آهنگ ساده یهدفعه بغضمون میگیره؟ چرا گاهی وسط خندههامون، یه سایهی مبهم از اندوه حس میکنیم؟ چون یکی از اون قطعههای گمشده داره از جاش صدا میکنه.
کامل شدن این پازل، یعنی کشف تمام بخشهای خودمون. نه فقط اون چیزایی که نشون میدیم یا بهشون افتخار میکنیم، بلکه حتی اون قسمتهایی که ازشون خجالت کشیدیم یا فراموششون کردیم. و وقتی این قطعهی گمشده پیدا شه، تصویر ذهنیمون واضحتر، صادقانهتر و قویتر میشه.
پازل ذهن یعنی چی؟ تصور کن ذهن یه انسان مثل یه تابلوعه که با تکههای مختلف ساخته شده. این تکهها چیان؟ هرکدوم نمایندهی یکی از جنبههای ما هستن: تجربهها: هر خاطره، چه خوب چه بد، یه قطعهست. بعضیا واضحن، بعضیا مبهم یا حتی فراموششده. باورها و ارزشها: اون چیزایی که از خانواده، جامعه یا خودمون یاد گرفتیم و بهشون تکیه میکنیم. احساسات و زخمها: ترسهایی که با خودمون حمل میکنیم. حسادتها، دلشکستگیها، اضطرابها... هرکدوم یه تکهاند. امیدها و رؤیاها: چیزایی که توی دلمون نگه داشتیم ولی هیچوقت به زبون نیاوردیم. نقشهایی که بازی میکنیم: نسخههایی از خودمون که توی شرایط مختلف نشون میدیم — یکی برای جمع، یکی برای خودمون، یکی هم فقط برای خلوت شب.
اما یه نکته مهم: هیچکس با پازل کامل به دنیا نمیاد. بعضی تکهها هنوز ساخته نشدن، بعضیا گم شدن، بعضیا هم از قصد کنار گذاشته شدن چون درد داشتن. هر لحظهای که یه حس عجیب پیدا میکنی — وقتی یه جمله عادی خیلی ناراحتت میکنه، وقتی با یه تصمیم ساده نمیتونی کنار بیای — شاید یه قطعهی گمشده داره سعی میکنه خودشو بهت نشون بده.
اما یه نکته مهم: هیچکس با پازل کامل به دنیا نمیاد. بعضی تکهها هنوز ساخته نشدن، بعضیا گم شدن، بعضیا هم از قصد کنار گذاشته شدن چون درد داشتن. هر لحظهای که یه حس عجیب پیدا میکنی — وقتی یه جمله عادی خیلی ناراحتت میکنه، وقتی با یه تصمیم ساده نمیتونی کنار بیای — شاید یه قطعهی گمشده داره سعی میکنه خودشو بهت نشون بده.
پستت عالی بود و لایک شدش . 💞
- استایل میراکلسی ! (بررسی)
میشه بررسیش کنید ناظرای عزیز؟💘
ببخشید بابت کامنت خواستی پاکش کن.🌱
میشه پین کنی؟🌷
پروفتو عوض کن چایلد خودش شوهر داره👹
باشه 😂😅
عالی بود
مرسی از نگاهت
مطلب مفید و ارزشمندی بود✨
عهه بالاخره منتشر شدد
عالیی
مرسی از نکاهت
نگاه 🤦🏻♀️
اولین کامنت جهت حمایت ❤️✨
مرسیی
خواهش