یک شب توی شهربازی متروکه: داستان ترسناک دو دوست تصور کن با بهترین دوستت توی شهربازی تاریک و متروکه گیر افتادهاید هر صدای خشخش و سایهای شما رو به وحشت میندازه ، اما شوخیهای مسخرهتون هم ترس رو به خنده تبدیل میکند. این داستان ترکیبی از هیجان، ترس و کلی خندههای عصبی عه که تا آخر نمیتوانید زمین بزارید 🎢👻 آیا جرئت خوندنشو داری؟ یا شاید هم خودت رو جای قهرمانای ماجرا بزاری؟
4 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
اشکال نداره من یه پست با این موضوع بسازم ولی داستانش متفاوت باشه(از مخزن ایده ایده اش رو گرفتم)
وی که پارت های داستان را برعکس خونده است:
وای😂
خیلی قشنگه
تروخدا بیشتر بنویس
خیلی قشنگه
عالی بودددد
مرسی
پارت2 لطفا
چشممم:))
مرررسییی
همین الان نوشتمش
امیدوارم خیلی زود منتشر شه
ممنونننن اره خداکنه
فرصتی وجود ندارد
#ستاد_مقابله_با_فرصت
داستان جالبی بود دوست دارم بدونم بعدش چی میشه:)
مرسیییی بمون ببینش💗
حتما☺👌