خب یک داستان ترسناک هست که واقعا اتفاق افتاده و همین اندازه دربارش میدونم و متن رو هم کمی تغییر دادم برای جذابیت وگرنه داستان عوض نشده
《داستان عجیب کارتون گمشده در ردیت》 { در سال ۲۰۰۹ پستی بسیار ساده در ردیت یکی از سایت های نظر دهی بسیار پر بازدید منتشر شد . در این پست شخصی گفته بود که شدیدا به دنبال یک کارتون و یک شوی تلوزیونی است که در سن ۸ سالگی در تلوزیون مشاهده میکرده است . او گفته بود که هرجا نام این کارتون را سرچ کرده و دنبال ان گشته پیدا نکرده و از بقیه خواسته بود تا اگر کسی انرا دارد برای او با پرداخت هزینه پست کند.} داستان عجیب در جواب پست او نزدیک ۱۰۰ نفر تایید کردند که انها نیز این کارتون را دیده اند . از مدرسه تعطیل شده اند و سریعا به سراغ تلوزیون رفته و این کارتن را که ۳۰ دقیقه بوده تماشا کرده اند اما هرگز دیگر آنرا ندیده اند و هرچه قدر به دنبال آن گشتند آنرا پیدا نکردند . تا اینکه یک روز یکی از آنها به سراغ مادر بزرگش میرود و ماجرارا از او بپرسد .
از او میپرسد که من به دنبال یکی از کارتون های دوران کودکیم هستم و اگر چیزی از ان میدانی یا حتی اسمی از ان میدانی به من بگو . مادر بزرگ او ابتدا چیزی یادش نمیاید . سپس بعد از انکه او جزعیات بیشتری از این کارتون میگوید ، مثلا میگوید من ۸ سالگی از مدرسه تعطیل میشدم و روبروی تلوزیون مینشستم و انرا تماشا میکردم ، مادر بزرگ آرام آرام چیز هایی یادش میاید اما جوابی که به او میدهد و چیزی که به او میگوید ترسناک ترین چیزی بوده که او میتوانسته انتظار شنیدن آنرا داشته باشد .
مادر بزرگ میگوید که هرگز یادش نمیاید که او کارتنی رو در سن ۸ سالگی بعد از تعطیل شدن از مدرسه دیده باشد اما یادش میاید که در ۸ سالگی هنگامی که از مدرسه میامد ، تلوزیون را روشن میکرد و یک کانال تلوزیونی که هیچوقت برنامه نداشت و همیشه برفک پخش میکرد را به مدت ۳۰ دقیقه تماشا میکرد . مادر بزرگ میگفت که تو چون قوه تخیل بالایی داشتی تصور میکنی که ان زمان کارتون نگاه میکردی در صورتی که چیزی از تلوزیون پخش نمیشد و فقط یک تصویر برفکی بود و تو ۳۰ دقیقه انرا میدیدی ، میخندیدی و لذت میبردی و ما هم تصور میکردیم که درحال بازی کردن و تخیل کردن هستی . ماجرا اگر تا همینجا ختم میشد چیز عجیبی نبود و میتوانسیم بگوییم که او توهم داشته و در یک سن با تخیل بالا تصور میکرده که از یک شبکه کارتون پخش میشده است . اما تمام آن ۱۰۰ نفری که بعد از تعطیل شدن مدرسه این کارتون را دیده اند چه میشود ... ؟
خب این چیزیه که من شنیدم ناظر جان این فقط یک داستان بیش نیست و چیز بدی هم هم نداره اگه شما چیزی راجبش میدونید بنویسید چالش هم داریم
هعی..
ببخشید نمیتونم امتیاز بدم امتیازام تموم شد😭
وگرنه میدادم خیلی ببخشید
من همونیم که توی اسلایس دانیال گفته بودم منم امتیاز زیاد دارم ولی خب تموم شد
من اصلا یادم نی چه خبره ولی دارم امتیاز اون موقع یکی دوتا کم بود اوکی شد
خیلی ممنونم ازت
🩷
بدنم مور مور شد
پستت عالی بود✨💖
ممنون از نگاه قشنگت
مثل اینکه اونا میدیدن که چندتا دلقک بهشون میگفتن برید پدر و مادرتون رو ب...ک...ش...ید و فلان از این حرفا
برم بگردم بپیدایم 😁😀😄
......
وحشتناک بود
خوشم اومد
اگه میتونی بیشتر بساز
حتما اگه پیدا کنم میسازم
ممنون از نگاه قشنگت
یکی دیگه پیدا کردم ساختم در حال انتشار اگه خواستی اونم هست ببینی
ممنوننننن
منم یادمه بچه که بودم یه کارتون سریالی میدیدم
یه پسره بود که دقیق یادم نیست چیکار میکرد ولی داخل یه اپیزود یه دختره رو پیدا میکنه که طرف تو برج زندونی بوده باباش هم از این کله گنده ها بود. دختره ترکمون داشت و آخرش با هم فرار کردم به ماجراجویی پسره ادامه دادن
این يکی هم دیگه پیدا نشد ؟
نه-
آها
من ربطشو نمیفهمم تو میفهمی پس اوکیه 😀🙂
چرا اینقدر داستانش شبیه راپونزله_
اوه
منم قبلا یه CD داشتم از یه انیمیشن که درمورد یه ببر عروسکی بود که میتونست به چیزای دیگه تبدیل شه مثلا میتونست به موش تبدیل شه یا به خرگوش و بستنی دوست داشت........الان هر جا اسم مشابهش رو سرچ میکنم اصلا نمیاره اونو💀
خیلی دارکه ها
منم یه فیلم سینمایی اینجوری دیدم...دیگه پیداش نکردم خیلی ترسناک بود ..سر بحث با مامانم دنبالش گشتم ولی انگار وجود نداشت
اینه که بده 😱