ممنونم بابت حمایتها همتون رو خیلی دوستتون دارم و خوشحالم که کنار منید ممنون بابت کامنتهای قشنگتون خیلی بهم انرژی میدین❤❤❤❤ این دفعه اگه لایکها به ۵۰ تا برسه یه بیوگرافی از خودم میدم🦋✨
دیدم یکی توی چهار چوب در ایستاده و نگاهم میکنه چند بار پلک زدم تا بتونم واضح ببینمش - سینتیا این چه کاریه با خودت کردی + عمو... - هیس هیچی نگو داره از گوشت خون میاد از تو کشو دو بسته گاز استریل بیرون اورد - امشب باید دوباره برم دانشگاه برای یه پروژه خواستم چیزی بگم ولی سمت تختم اومد و موهامو کنار زد - چقدر گذشته؟ + از چی - از وقتی خون ریزی گوشت شروع شده؟ + نمیدونم بسته گاز استریل روباز کرد گاز رو گذاشت روی گوشم بعد اروم حرکتش داد سمت داخل گوشم - درد داری؟ + نمیدونم واقعا نمیدونستم
سرش رو تکون داد ویلچر رو اورد نزدیک تخت - بهتره صورتت رو بشوریم چیزی نگفتم و خواستم اروم خودمو بکشم سمت لبه تخت ولی یهو بغلم کرد و از تخت جدام کرد - تو دختر کوچولوی منی پس نباید بد اخلاقی کنی باهام خب؟ چشمامو بستم و سرم رو تکیه دادم به شونش دستاش که زیر زانو ها و گردنم بود رو بیشتر دورم پیچید و منو به خودش فشار داد - کوچولوی دوست داشدنی من + عمو... عمو بی حرف بدون استفاده از ویلچر از اتاق اومد بیرون رفت سمت سرویس بهداشتی و با ارنج در رو باز کرد و رفت داخل با کمک پای راستش چهار پایه رو از زیر دراور تو دستشویی بیرون کشید بعد من رو روی دراور نشوند و چهار پایه رو زیر پاهام گذاشت تا بلندی دراور حس نشه بعد با دقت حوله تمیزی برداشت و خیسش کرد - قراره برم دانشگاه و تو هم میای + نه من نمیتونم - تو میتونی و باید بیای + عمو... با حوله خون روی گوشم رو پاک کرد - باید حتما بریم دکتر + قبوله یهو محکم بغلم کرد چیزی نگفتم و بعد بغلم کرد و برگردوندم توی اتاقم *** ظرفا رو از روی میز برداشت - خوشم نیومد اینبار خیلی بیشتر از قبل بود ادویه اش + یکم
- فردا عصر برمیگردم + اهوم غمگین شدم ولی نخواستم بفهمه - چیزی برای خونه نیاز داری که بگیرم؟ گلای خوشگلی که برام گرفته بود رو لمس کردم + دنیل من مشکلی ندارم از پسش بر میام - خیله خب تو بردی موهامو ناز کرد - دلم برات تنگ میشه چیزی نگفتم بشقاب ها رو توی ماشین ظرفشویی چید + کی دوباره میای؟ - نمیدونم + باشه قبوله سعی کرد باهام چشم تو چشم نشه **** در ماشین رو باز کرد و خواست کمکم کنه ولی با لجبازی خودم با کمک دستام سعی کردم خودم رو بکشم سمت صندلی ماشین بی هوا دوباره بغلم کرد و تو یه حرکت نشوندم روی صندلی عقب ماشین
در رو بست و خودش هم سوار شد *** نگاهی به اطراف انداختم عمو منو اورد توی یکی از کلاسای خالی دانشگاه اون وقت شب همه کلاسا خالی بود البته یهو یه صدای پا شنیدم ترسیدم چون عمو گفته بود کارش طول میکشه و اگه عمپ بود سریع بهم میگفت خودشه تا نترسم صدای نفساش نا اشنا بود حس کردم ویلچرم داره حرکت میکنه و یهو...
پارت بعددددد؟؟
رسپینا چرا دنبالم نمیکنی
پارت بعددد
چرا پارت بعد رو نمیزاری؟
چرا پارت بعد منتشر نمیشه؟
تعداد دنبال کننده ها تو رند کردم🤭
داستانت خیلی خوبه منتظر پارت بعدیم🙃✨
ممنونم لطف داری
خوشحالم خوشت اومده
شرمنده چون با لپ تاپ دارم کامنتت رو جواب میدم ایموجی نمیتونم بزارم
داستانت واقعا خیلی قشنگه،حتما ادامش بده و زود به زود بنویسش که ما منتظر نمونیم🙂💓
ممنونم مهربونم❤✨ لطف داری🦋✨ پارت ۶ تو بررسیه من مینویسم ولی تا بررسی بشه یکم طول میکشه دیشب دوتا پارت نوشتم و یکیش منتظر شد ... خوشحالم خوشت اومده از رمانم❤❤❤❤❤
وایییی خیلی خوبه امیدوارم هرچه سریعتر منتشر بشن
وایییییییی محشره✨
ممنون مهربونم❤✨
خیلی خوبهههه😭😭
جای حساس که قطع میکنی خیلی باحال میشه
فدات شم مهربونم❤✨ لطف داری🦋✨ پارت بعد تو بررسی هست
هورااا