خب،بذارین خودم رو معرفی کنم؛ مِی هستم و لقبهای بسیاری بهم داده شده ولی موردعلاقهام "دختر مینیاتوری" هست. مِی به ژاپنی معنای "درحال جوانه زدن" میده؛شبیه جوانه زدن گیاه وسط سنگ،یا نوری که از میان شکستگی ها میتابه. تایپ MBTI ام INTJ_T هست.از سن هم بگذریم.
اوتاکو و پاترهد هستم.به کیپاپ علاقه ای ندارم و جدیدا با تشویق یکی از دوستانم دارم وارد دنیای کیدراما میشم.انیمیشن هم میبینم،فیلم هم هرازگاهی.آهنگ؟به انگلیسی و ژاپنی بیشتر تمایل دارم.مینویسم و نوشتن رو دوست دارم ولی خب میدونین،هر کسی که مینویسه نویسنده نیست،منم نویسنده نیستم. زنده بودنم به آب،غذا و اکسیژن بستگی داره ولی زندگی کردنم به کتابها))(و البته شکلاتتتتتت)
علاقهها؟ خاکستری×♾️،روباهها،قدم زدن،داداش کوچیکم،خواهرم دوقلوم،افرادی که همرنگ جامعه نیستن،انیمه،گل و گیاه،تنهایی،فلسفه،توت،درخت بید مجنون،اشعار و کتابها،زمستون و پاییز،رویا پردازی،نقشهای ضدقهرمان،سرما،پیانو،شطرنج،شکلات،عدد۹ تنفراتم؟ شیربرنج،مل مل،آدمها،انبه،لازانیا،کسایی که برای معروفیت حاضرن حاشیهسازی کنن و از دوستی هاشون بگذرن
درباره خودم؟ خب خب خب،باید بگم واقعا فرد جزئی بینیام،از هفت سالگی شطرنج بازی میکنم،متولد ۱۶ دیماهم،از لحاظ ظاهری خیلی شبیه به آنا تو انیمه"وقتی مارنی آنجا بود"هستم،از لمس شدن بدم میاد،قدم هم کوتاهه
درباره خودم؟ آدم بدبینی هستم،به تمیزی حساسم،بیشتر اوقات خیلی ساکت و آرومم،کاراکترهای:وایولت اورگاردن،آنا،لیوای،ناروتو،روبین>>>>،از چهارشنبه ها خوشم میاد،خجالتیام و استرس هم مهمون همیشگیمه. هنوز چیزهای زیادی برای گفتن وجود داره ولی وارد جزئیات نمیشیم،این هم سخن پایانی!