
دو سال از شروع همه چیز گذشته و حالا آرتین باید ...
افراد آریا تفنگ هایشان را کنار میگیرند. آریا بلند میشود:با چاقو یا بدون چاقو ؟ آرتین چاقو را زمین می اندازد و به سمت آریا میدود و یک مشت پرت میکند اما آریا جا خالی میدهد یک مشت به شکم آرتین میزند. آرتین چند قدم به عقب میرود،آریا به سمتش میدود و یک مشت به صورت آرتین میزند. آرتین چند قدم عقب تر میره و دستی به دماغش که حالا خونی شده بود میکشد. آریا: نمیخواستم اینطوری بشه،اما این هم به نفع توعه، هم مردم کمپ.
آرتین با دماغ خونی خنده ای شیطانی میکند...سپس دوباره خون دماغش را با دستش پاک میکند:همش همین بود؟ آرتین دست چپش را که مشت کرده بود باز میکند، یک چاقو:میخواستی اگه اوضاع بد شد، رفیق قدیمیت رو چاقو بزنی؟ عوض شدی، قبلا ترسو نبودی.
آریا شوک میشود. آرتین چاقو را پرت میکند طرف دیگر و به سمت آریا میدود،آریا یک مشت میزند به سمت صورت آرتین اما آرتین میچرخد و پشت آریا میرود و با یک لگد او را به زمین پرت میکند.آرتین یک لگد به پهلوی آریا میزند و سپس او را برمیگرداند تا صورتش را ببیند،سپس شروع به مشت زدن به صورتش میکند تا زمانی که آریا خون بالا میآورد و سپس او را ول میکند. آرتین از کنار آریا بلند میشود: بچهها ،حرکت میکنیم.
افراد آریا راه رو باز میکنند،آرتین و افرادش حرکت میکنند اما ناگهان آریا یک تفنگ در میآورد و به دست چپ آرتین شلیک میکند، افراد آریا به سمت آرتین و افرادش تفنگ میگیرند. آرتین با دست راستش بازوی زخمی اش را میگیرد و داد میزند: ای عوضی! یکی از افراد آریا با موی قهوه ای: به دستور رییس اجازه خروج ندارید شورشی ها. همشون رو دستگیر کنید،هرکسی تقلا کرد بکشیدش ولی به آرتین آسیبی نزنید.
افراد آرتین به هم میچسبند. محاصره شدند. اما بقیه اعضای کمپ بخاطر سر و صدا ها بیدار شده بودند. آترینا با تفنگ افراد آریا را هدف میگیرد، بعضی از اعضای کمپ هم این کار را تکرار میکنند. آترینا:ولشون کنید،وگرنه میزنیم. آرتین تعجب میکند: آترینا ؟بردیا؟ افراد آرتین هم تفنگ هایشان را به سمت افراد آریا میگیرند. پسر مو قهوه ای به افرادش: اسلحه هارو پایین بیارید. آرتین:دروازه! پسر مو قهوه ای: دروازه رو باز کنید.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی قشنگ بود موفق باشی
میشه فالوم کنی؟