
بگم که هیچکدوم از این کتاب ها نه چاپ میشن و نه فعلا جایی گذاشته میشن.
اسم اولیش دبیرستان نفرین شده هست. داستان در مورد دختری به نام امی رز هست که یه خواهر و دو تا برادر بزرگتر داشته،یکی از برادر هاش و خواهر و مادرش رو تو سن پنج سالگی از دست میده و برادر بزرگش سونیک رو هم وقتی دبیرستانی بود یه هیولا میک.شه. امی قسم میخوره که اون هیولا و همه ی هیولا هایی که به مردم صدمه میزنن رو بک.شه.
۲_در عمق ۵ثانیه ای اقیانوس🌊 اسمش که خیلی طولانی و بلنده،اما به نظرم اگه بنویسمش خیلی خوب میشه. شخصیت اصلی داستان گوجو هست که ماهیتو تلاش میکنه اون رو بک.شه. حالا داستان چجوریه؟ گتو و گوجو باهم قهر بودن. اونشب هم گوجو یاد گتو میوفته و حس میکنه که خیلی جاش خالیه. بارون خیلی شدیدی طرف خونه ی گتو میاد و اونور سیل به راه میوفته و هر کسی اونجا بوده یا میره هتل یا خونه ی یکی میمونه. گتو هم میره پیش گوجو و دوباره باهم دوست میشن. تو راه یه تیغ کاکتوس که توسط ماهیتو سمی شده بوده دست گوجو رو زخم میکنه و این باعث میشه که گوجو تو یک خواب عمیق فرو بره که تدایی کننده ی غرق شدن تو اقیانوسه. وقتی فرد به ته اقیانوس برسه ۵ثانیه فرست داره تا از خواب بیدار بشه وگرنه می.میره. داستان پایانش خوشه نگران نباشید☺️
فرزندان رنگین کمان🌈 البته خواننده ی عزیز،گول اسم رویاییش رو نخور. داستان اصلا رویایی نیست. داستان درمورد دختری به اسم کیوشا اینوماکی هست که یه برادر گمشده داره. کیوشا تلاش میکنه اون رو پیدا کنه،ولی هر چی میگرده اون رو پیدا نمیکنه. خیلی در موردش ایده ای ندارم فقط پایانش اینجوریه که کیوشا میفهمه برادرش کش.ته شده و پیگیر میشه که قبر برادرش کجاست و از اون روز به بعد هر شب بالای قبر برادرش مینشست و آهنگ میخوند. 💔

یک دوراهی سخت🪧 داستان درمورد یه دختر بچه هست که تازه ده ساله شده. این دختر با یه قدرت خاص به دنیا اومده، مادرش اون رو به خاطر چشماش و قدرتی که از این چشم ها میگیره از خونه بیرون میکنه. یه شب که کاتینا داشت دور و بر خونه اش قدم میزد یه زن جادوگر بهش میگه میتونه کاری کنه که تبدیل به یه دختر عادی بشه، اما کاتینا نمیدونه قبول کنه یا نه.
دختر باران،پری دریایی مهربان،لیندا💖 لیندا یه پری دریایی خاصه که میتونه مثل آدم های عادی از آب بیرون بیاد. اون نه تنها یه پری دریایی بلکه یه دختر باران هم هست. کلا همینقدر در موردش ایده دارم😂
قلب سیاه🖤فصل دو وقتی سونیک از یه فلش بک طولانی بیرون میاد یا بهتر بگم،از یه خواب بیدار میشه؛ حالا داره دنبال دوستاش میگرده و امیدواره که بتونه این خواب رو نقض کنه، اما باید با این حقیقت رو به رو بشه که دوستاش الان دیگه تبدیل شدن به موجوداتی خشن که فقط دستور سونیک ای اکس ای واسشون مهمه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
موفق باشی:)
مرسی:)
شماهم موفق باشی؛)
قشنگ بود 🤍🎹
ولی اسلاید 4 هیچ مادری بچش رو از خونه بیرون نمیکنه مثلا میتونی بنویسی مادر ناتنیش
البته هرجور خودت راحتی من فقط نظر خودمو گفتم💖🤌🏻
معمولا اینجوریه ولی اینجا مادرش از اول هم بچه نمیخواسته🥲
مرسی نظرتون رو گفتید❤
اها اینم چیز خوبیه🤍
خواهش میکنم عزیزم
موفق باشی زیبا:)
شما هم همینطور❤
راهنمایی کنم یا بهت برمیخوره؟
نه بهم بر نمیخوره اتفاقا خوشحال میشم❤
خوبه
ببین بعضی ایده هات خیلی عالی ان ولی واقعا فن فیک به درد نمیخوره انگار گرفتی تیکه تیکشون کردی تازه اگر هم چاپ کردی و معروف شد قطعا شکایت میخوری از سازنده شخصیت جای این کار بشین یه چند روزی تحقیق کن *خیلی تحقیق کن ؛-؛* یه کارکتر عمیق و خوب بساز که مردم با خوندن راجع بهش کیف کنن
مرسی که راهنمایی کردین❤
من معمولا شخصیت هایی که میسازم خیلی تو داستان هام حضور ندارن ولی همین داستان دبیرستان نفرین شده یک عالمه شخصیت های ساخته شده توسط من داره.
ولی بازم ممنون که راهنماییم کردین،حتما در داستان های بعدیم بیشتر بهش فکر میکنم❤
🥺🥺 خوشحالم به حرفم اهمیت دادی
خیلی جالب به نظر میرسن، موفق باشی
مرسی❤
عشقی🙂💖
وای خیلی خوب بودن، امیدوارم یه روز بتونی همشونو چاپ کنی🤭
راستی واقعا اون داستانت که در مورد گوجو و گتو بود رو خیلیییی دوس داشتم(:
مرسی❤❤❤
خوشحالم که دوسش داشتی
فرصت؟