"من عاشق امید شدم"(برای کسایی که وقت ندارن خلاصه روی تصویر)
شروع داستان و آغاز ماجراجوییهای این چهار نفر از آنجا آغاز میشود که سم به همراه سونی، نئو و کر از بیمارستان فرار میکنند تا برای دزدیدن چیزی(به چی این گیر میدی ناظر کلمه چیزی الان خیلی بده؟ دارم داستان رو بیان میکنم حقیقت حقیقته دیگه تازشم مدیر سایت به کلمه چیزی گیر نمیده) به فروشگاه بروند. سونی با لولهی تنفسی در بینی از صندوقدار میخواهد تا به نئو که سرطان دارد و روزهای آخر زندگیاش را میگذراند، یک بسته سیگار مجانی بدهد. نقشهی آنها میگیرد و چهار نوجوان با پاکت سیگار روی پشتبام بیمارستان میروند و سیگار میکشند. آنها با رهبری سونی تصمیم میگیرند با همین روش به دزدی روی آورند. این مسئله جرقهای میشود تا آنها به فرار از بیمارستان و تجربهی ماجراجوییهای بیشتر فکر کنند اما مسئول بیمارستان آن شب چهار نوجوان را در حال سیگار کشیدن روی بیمارستان می بیند و آنها را توبیخ میکند و همین موضوع نقطهی آغازی می شود برای فرار چهار نوجوان از بیمارستان و شروع ماجراجوییهای آن ها.
نویــسنده:لان کالی|🌱📝
ژانـر:ماجراجویی، عاشقانه،درام|🤍✨
سونی نئو😭😭😭
بعضیا هم بهش میگن به امید دلبستم
بانو/اقا شما دعوتیم به هاگوارتز گلکسی ☆
برای اطلاعات بیشتر به پست هاگوارتز گلکسی مراجعه کنید
خیلی قشنگه🥲...
چ: سونی😭💔