عنوان گویاست
در بسیاری از انیمهها، صحنههای زیادی وجود دارند که در آنها تصویر پسزمینه ثابت است و تنها بخش خاصی از تصویر حرکت میکند. برای مثال در صحنهای که یک شخصیت در یک انیمه مشغول صحبتکردن است، همه تصویر کاملا ثابت است و تنها دهان آن شخصیت تکان میخورد.
انیمهها ظاهر متمایزی دارند؛ با یک نگاه میتوان انیمهها را تشخیص داد و اگرچه که به نظر میرسد که تنوع عظیمی در جهان انیمه وجود دارد اما واقعیت آن است که سبک بیشتر آنها تکراری و نزدیک به هم به نظر میرسد. بیراه نیست اگر گفته شود که سبک طراحی پویانمایی در همه انیمهها شبیه به یکدیگر است. البته این حجم از سبک های تکراری به تعدد زیاد انیمه ها نیز مربوط می شود.
در ادبیات غربی اصطلاحی وجود دارد که از آن به عنوان «تفنگ چخوف» یاد میشود. این اصطلاح به صورت توضیح میدهد که اگر سلاحی در دست قرار دارد باید با آن شلیک کرد. در غیر این صورت باید این سلاح را کنار گذاشت. بنابراین اگر در یک داستان شخصیتها یا عناصری وجود دارند که حضور آنها ضروری به نظر نمیرسد باید داستان را ترک کنندشاید به همین دلیل باشد که بسیاری از انیمهها با شخصیتها و عناصر متعدد خستهکننده همراه میشوند و در نهایت مخاطب را خسته و سردرگم میکنند.
یکی دیگر از نقاط ضعف انیمهها که در برابر انیمیشنهای غربی به شدت به چشم میآید، لبزنی است. از آنجایی که استودیوهای شرقی [و بهخصوص ژاپنی] عجله بیشتری برای تولید انیمه دارند چندان به بحث هماهنگی لبهای شخصیتها با دیالوگهایی که به زبان میآورند، دقت نمیکنند.اگرچه هواداران انیمهها پذیرفتهاند که باید این نکته را نادیده بگیرند اما تردیدی وجود ندارد که این نقطه ضعف میتواند حواس مخاطب را پرت کند. نکته جالبتر آن که نسخه دوبلهشده [به انگلیسی] یک انیمه میتواند همسانسازی بیشتری در لبزنی شخصیتها داشته باشد!