
بریم بفهمیم 🦢
هر بیر اکین اوز وقتنده بیشر. معنی فارسی: هر محصولی به وقت خودش می رسد. کوپ بیل، آز گورله. معنی فارسی: بیشتر بدان کمتر سخن بگو. قوری سوزه میمون اویناماز. معنی فارسی: به حرف بیهوده و خالی میمون هم نمی رقصه. اییه سیز اشه گی غورت اییر. معنی فارسی: خر بی صاحب طعمه گرگ خواهد شد. خود پرست لیق دان بت پرست لیق غووی راق. معنی فارسی: بت پرستی به از خود پرستی. بیر غاپی یاپیق بولسا، مونگ غاپی آچیق. معنی فارسی: اگر یک در بسته باشد هزار در دیگر هست که بازه. معادل فارسي : گرايزد ببندد زحكمت دري به حكمت گشايد در ديگري
دشمن سنی تانامانقا، سن دشمنی تانا. معنی فارسی: پیش از آنکه دشمن تو را بشناسد تو دشمنت بشناس. الي باتیر، گوزي قورقاق. معادل فارسي: دست كار مي كند، چشم مي ترسد. اوز اوینی قوللوق ادن، اولی ایلاته بگ بولار. معنی فارسی: آنکس که خانه و منزل خودش را بتواند به خوبی اداره کند، توانایی اداره نهادهای اجتماعی بزرگتر را نیز خواهد داشت. اوزینگه یوقماجق ایشی، خلقا اتمه. معنی فارسی: آنچه را که خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. ایل ایله سیغار، اوی اویه سیغماز. معنی فارسی: ادغام دو ایل در هم ممکن است ولی ادغام دو خانه ممکن نیست. حلوانی حکیم اییر، شلّاقی یتیم. معنی فارسی: حلوا نصیب حکیم می شود و تازیانه نصیب یتیم. بویی بیر قارش، دیلی ایکی قارش. معنی فارسی: قد داره یک وجب، زبون داره دو وجب.😂( بچه های الان با عرض پوزش )
نیتنگ نامه بولسا مرادینگ شونده دور. معنی فارسی: نیتت هرچه باشد مقصود همان خواهد بود. الینگ ایشلاسه، آغزینگ دیشلار. معنی فارسی: اگر دستهایت کار کند دندانهایت مشغول جویدن می شوند. معادل فارسي: هركه نان از عمل خويش خورد. هر کیم ادر، اوزینه ادر. معنی فارسی: هر کسی کاری بکند برای خودش می کند. معادل فارسي: هر گلي زدي به سر خودت زدي.
هنرلی زور، هنر سیز هؤر. معنی فارسی: هنرمند بی نیاز است، بی هنر نیازمند. قونگشی سینه ایمتنان، آش سیز قالار. معني فارسي: توقع بيجا از ديگران، عاقبتي جز نااميدي ندارد. سو بار یرده لای هم بار. معنی فارسی: هر جا آب هست گل هم هست. چوپاني كؤب بولسا، توقلي سي حرام اولار. معادل فارسی: آشپز كه دو تا شد، آش يا شور مي شود يا بي نمك. گوؤرا قارريسه دا، گوؤن قارريماز. معنی فارسی: تن پير شود ولی دل، هرگز. قؤرت گؤرن ايتلارينگ آغزی بير بولار. معنی فارسی: سگان گرگ ديده باهم متحد میشوند. مرد اؤزيندن گؤرر، نامرد يولداشيندان. معني فارسي: جوانمرد بلا ي وارده را به قَدَر نسبت مي دهد اما ناجوانمرد به دنبال مقصر مي گردد. قارينجا چا دوشمانينگ بولسا دا فيل چا گؤر معنی فارسی: دشمنت اگر اندازه مورچه باشد فيلش بشمار. اِل اِلی يووار، ايکی ال بيرلشيب يوزی معنی فارسی: دست دست را میشويد و دو دست باهم صورت را میشويند. (نشان دهنده ي تعاون وهمكاري
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود ...
ترکمنی ؟
نه ولی ترک هستم
اهاا
زیبا بود من عاشق ترکی اممم
ممنون 😊
ترک هستید ؟
نه :(
آها اهل هر کجا که باشید همیشه با لبخندی پر از شادی باشید 😊
ممنون عزیزم🫶🏻🌸
همچنین 😊