کوتاهه، ولی پارت بعد رو زود میزارم، احتمالا😁
امروز گروهی میخوان مسافرت برن^ میدونین فرصت خوبیه شاید برای اعتراف یا اصلا برای درکی از احساساتشون... دوهی: خیلی استرس دارم و خوشحالم~ اولین باره باهم به یک جای دور میریم!^ از توکیو ۱۰ ساعت راهه، میریم اوداوارا، خونه ی سانو ها هستم تا باهم به فرودگاه بریم یک ساعت مونده، داشتیم اماده میشدیم. اما: به نظرت خوبه؟ آبی زیاد به من نمیاد..دوهی: نه، واقعا ناز شدی~ من هم لباسم رو پوشیدم و ازش هم راضی بودم^مایکی: وای..دوهی^ چقدر خوشگل شدی~ بهت میاد^ دوهی: میدونم^ دیروز با اما خریدمش^ خیلی شانسی پیدا کردم~
خلاصه آرایش کردم و راه افتادیم`` رسیدیم فرودگاه، کارهای پرواز رو کردیم و سوار شدیم، صندلی های من و مایکی کنار هم بود^ راستش یکم خوشحال شدم، میتونستیم باهم فیلم ببینیم یا آهنگ گوش کنیم~ نشستیم. مدتی جو بدی بود که مایکی گفت: میخوای فیلم ببینیم؟ دوهی: اره! یک غمگینشو بزار، مایکی گوشیش رو در آورد، مجبور شدم سرم رو نزدیکش کنم، یک فیلم شانسی که تو غمگین ها معروف بود رو گذاشت و شروع به دیدن کردیم. گردنم درد گرفت نمیتونستم هی نزدیکش کنم تا ببینم و سرم رو روی شونه اش گذاشتم. مایکی: دیدم که سرش رو شونم گذاشت، حس خوبی داشت نزدیکش شدم و ادامه ی فیلم رو دیدم، که دیدم داره گریه میکنه، دوهی؟ واقعا؟ اخی^-میخندم- دوهی: آخه اون واقعا حقش نبود..
مایکی!! مایکی: سر من داد نزن^ تقصیر من نیست که دختره لیاقت نداره-میخنده- دوهی: بیخیال! دوهی سرش رو به سمت مایکی میچرخونه جوری که انگار به هم چسبیده بودن، مدتی خیره میمونن، که مایکی اشکی که از قبل گوشه ی چشمش مونده بود رو پاک میکنه. دوهی: وقتی لمسم کرد به خودم اومدم انکار منو از دنیای افکارم بیرون کشید، سرم رو چرخوندم و بیصدا فیلم رو دیدم و سعی کردم سرخیه روی گونم رو پنهان کنم. این سفر میتونه شروع چیزی بین ما دوتا باشه..
کم بود ببخشید:/ ولی برای ادامه اش دیگه میخوام اصل ماجرا رو شروع کنم^
اسم پیج جدیدش اینه: wakasa11
تو پیج جدید رمانم رو نذاشته
برید گزارشش کنید خب؟؟🥲
بچه ها یکی به اسم make 1990 تو ویسگون از من کپی کرده:)
تا پارت پنج خاطره ی شیرین رو از رو من گذاشته بقیه رو خودش نوشته:)
خیلی اعصابم بهم ریخت
من واقعا براش زحمت کشیدم و نوشتم
بعد اون اونوقت اونجا از من کپی کرده، درسته تا پارت پنج بوده ولی اگه من نمینوشتم ایده اش به ذهنش هم نمیرسیده
برید گزارش کنید باشه؟؟🫠
ممنونم🥲
خیلی ناراحت شدم واقعا
پارت بعد... فسیل شدیم😀
پنج روز پیش گذاشتم رد شد😭
دوباره بزار😭😭
اول فقط من بودم که گیر میدادم واسه ی پارت بعد الان کاربر 卍 Kiyomars هم اضافه شد 😅
😅✨
مایل پارت بعد؟ 🤡
چرا نمینویسیییییی🥲
منتظرم منتشر بشه👌
همین الان پارت بعدی را بنویس 🤡💔
سه چهارمش رو نوشتم🤭
بقیشم بنویس خوشم بیایه
@Mira
بچه ها یکی به اسم make 1990 تو ویسگون از من کپی کرده:)تا پارت پنج خاطره ی شیرین رو از رو من گذاشته بقیه رو خودش نوشته:)خیلی اعصابم بهم ریخت من واقعا براش زحمت کشیدم و نوشتمبعد اون اونوقت اونجا از من کپی کرده، درسته تا پارت پنج بوده ولی اگه من نمینوشتم ایده اش به ذهنش هم نمیرسیدهبرید گزارش کنید باشه؟؟🫠ممنونم🥲خیلی ناراحت شدم واقعا
______
اومدم گزارش کنم گفت این مطلب خارج از دسترس است
فکر کنم قبلا گزارش شده
اره😅 انقد خودم گزارش کردم😅
ممنونم که به فکرم بودی🫠✨
زود باش پارت بعدی ام بزار 🤡💔
حالا حالا ها نه🤭
عهههههه
مثل همیشه عالی 👌🤡
ممنونم:)✨
من دیر دیدم😭😭😭
نباید اطلاع میدادی😧
بخدا خودم تازه بیدار شدم فهمیدم😂😂😔