ادامه پست بوروتو انیمه بدیه؟ هست.مطالب زیر تماما دستنویس هستن و از هیچ سایتی آورده یا الهام گرفته نشده، تبلیغ ممنوع.
ناروتو و ساسکه دقیقا مخالف هم بودن،که خب با توجه به گذشتههاشون کاملا طبیعیه. اینجوریه که ناروتو و ساسکه کاملا مخالف همن. ناروتو کسی بود که هیچی نداشت و همهچیز رو به دست آورد و ساسکه کسی بود که همهچیز داشت و از دست داد. این موضوع روی شخصیت ناروتو و ساسکه تاثیر زیادی میذاره. ساسکه کلیت وجود قبیلهها رو تلاش برای بقا میدید درصورتی که ناروتو همهچیز رو خوش گذروندن و زندگی کردن میدید نه بقا. ساسکه فکر میکرد بودن آدما کنار هم باعث میشه ضعفاشون رو متوجه شن و از یکدیگه متنفر شن ولی ناروتو فکر میکرد باعث شه عاشق هم باشن و حفره خالی توی قلبشون رو پر کنن. ساسکه فکر میکرد ترس بهتر از اعتماد میتونه میتونه مردم رو بهم پیوند بده ولی ناروتو معتقد بود دوست داشتن و تحسین مردم رو بهتر کنار هم نگه میداره، همونطور که ایتاچی میگفت.
کل حقیقت این شاهکار همین بود. شادی و خنده کنار هم. غم و لذت کنار هم. تفریح و رنج کنار هم و اینها به هم بافته شده بودن و باعث میشدن اون شاهکار درست بشه. دنیا برای کیشیموتو نه خوبی مطلق بود و نه بدی مطلق؛ هردوی اینا کنار هم بود؛ ناروتو و ساسکه کنار هم بود. بوروتو ساخته شد تا ثابت کنه نه ناروتو اشتباه میکرد نه ساسکه و بلکه حق با ایتاچی بود. دنیا برای ایتاچی پر از درد و رنج و تحسین افتخار و لبخند بود. اون حاضر بود هرجور که شده از این دنیای پر از اشک و لبخند محافظت کنه و به این خاطر بمیره.
بوروتو ساخته شد تا دنیایی که ناروتو و ساسکه ساختن و بخاطرش کنار هم اومدن رو نشون بده. اگه شیپودن رو تابلوی نقاشی شاهکار درنظر بگیریم، قبل شیپودن میشه قاب دور نقاشی و بوروتو میشه پشتش. بوروتو به اینخاطر ساخته شد که نشونمون بده حتی اگه شاهکار هم نباشیم میتونیم بدرخشیم.
متن زیر از کاربر تازهکار هست، مربوط به اسلاید سه که وقتی داشتم تحلیلهام رو باهاش درمیون میذاشتم این رو نوشت:در آخر همه دانستن حق با کسی بود که بیش از بقیه درد کشید و دنیا را درک کرد تا آینده آیی ساخته بشه که داخلش جهان با لبخند ها و اشک ها بدرخشه نه از دید یکی بلکه از دید دونفر ،دو تضاد مانند جهان که با تضاد ها ساخته شده
خلاصه... بالاخره فهمیدیم بوروتو چرا ساخته شد:>