
حتما بخونین لایکم یادتون نره ^_^

سلامممممممم راستش شاید براتون حوصله سربر باشه اما من وقتی کنجکاو شدم و رفتم خوندم ، خیلیییییی خوشم اومد ! گفتم خب با شما هم به اشتراک بزارم این حس خوبمو. واقعا منم اوایلش حوصلم داشت سر میرفت اما بعدش خیلی خوشم اومد واقعا جالب بود راستی لایک و کامنتم یادتون نره چون تک تک این کلمه هارو خودم بشخصه نوشتم

در سال 1779 ، کریستین گاتلوب نیفه ، اهنگساز ، به بن رفت . بتهوون تصمیم گرفت شاگرد این استاد بشه .خلاصه نیفه برعلاوه تدریس به بتهوون اونو به سمت اجراهای عمومی هم برد . زمانی که بتهوون حرفه ای شده بود ، تصمیم گرفت شروع کنه زدن به سبک وینی ، که توسط هایدن و موتسارت درست شده .بتهوون به قدری استعداد داشت که نیفه اونو به عنوان دستیار نوازنده اصلی ارگ دربار به خدمت در اورد . توی سن هفده سالگی بتهوون ، مادر اون فوت شد و این اتفاق تاثیر خیلی زیادی برای روحیه بتهوون داشت .

بتهوون به مراسم های مهم کلیسایی دعوت میشد و اونجا ساز مینواخت و همین موضوع بیشتر توجه دربار رو جلب میکرد. توی این زمان ، بتهوون خیلی زیاد تحت تاثیر موتسارت بود و تصمیم داشت که بره و شاگرد خصوصی اون بشه ، اما ماجرای فوت مادرش اجازه نمیداد.بتهوون بعد یه مدتی پاشو از کلیسا فراتر گذاشت و وارد عمارت طبقه ی اشراف شد . اونجا ،هم برای نواختن در مراسم مهم و هم برای تدریس به بچه های صاحب اون عمارت پول خیلی خوبی کسب میکرد .

در سال 1792 ، فرصتی پیش اومد که برای ادامه ی اموزش به ویان سفر کنه . در ویان شد شاگر یوزف هایدن ، اما اصلا از روش تدریسش خوشش نمیومد.اما چیزی از رابطه دوستی اونا کم نشد ، جوری که تا سال 1809، یعنی تا زمان فوت هایدن پایدار بود . هایدن بتهوون رو با افراد بزرگی اشنا کرد که در آینده ی بتهوون خیلی تاثیر داشت .بعد یه مدتی که اوضاعش توی وین خوب شد ، دوتنا برادر کوچیکترشو به ویان اورد.پدرش قبول نکرد که به وین بره .

اولین کنسرت بتهوون در وین بود و خیلی هم ازش استقبال شد !خلاصه حدود 32 تا سمفونی ساخت و موفق شد . در سال 1800 میلادی ، شنوایی بتهوون رو به ضعف بود .پزشک های الان ، معتقدن که بیماری بتهوون قابل حل شدن بود ، فقط پزشکهای اون زمان توانایی شو نداشتن . خلاصه این بیماری بتهوون اوج گرفت و موجب ناشنوایی اون شد .بتهوون از سایر بیماری های روحی،جسمی و روانی دیگه ای هم رنج میبرد ، نه فقط بیماری شنوایی . از برادر هاشم توی چندتا نامه عذرخواهی زیادی کرده بود .

توی بهار سال 1811 ، حال بتهوون خیلی بد بود و سردرد شدید داشت .به همین خاطر فعالیت موسیقیاییش خیلی کم شده بود. خبر این اومد که آرتور ویزلی ناپلئون بوناپارت و شکست داده . خیلی هم خوشحال شد ، چون خیلی از ناپلئون بخاطر زورگوییش دلخور بود . به همین خاطر اهنگی نوشت و به آرتور ویزلی تقدیم کرد .اما این دوران خوب خیلی دووم نیورد . بتهوون دوباره کمکار شد . بین سال های 1814تا1817، خیلی فعالیت خاصی نداشت.مهم ترین دلیلش مرگ برادرش ، کاسپر ، بود. اون تصمیم گرفت خودشو مشغول نگهداری از برادر زادش ، کارل فان بتهوون ، بکنه.

خلاصه روزی بتهوون حالش بد شد ، کسی اونجا نبود . بلاخره متوجه شدن که حالش بده و به دکتر زنگ زدن . دکتر هم عمل های زیادی انجام داد اما بتهوون فوت شد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
🥲😥😭
یک جا نوشته بود ارتور ویزلی اون که بابای رون ویزلی تو هری پاتره پس جی کی رولینگ اسم هارو یکی کرده
به احتمال زیاد همینطوره
اطلاعی ندارم
عالی
قربانت
عااالی پرتقالییی
قربانت
وای بتهوون>>>>>
اره ToT