Sonder حس بلند پروازی آمیخته شده با حس صمیمیت، ترس، نگرانی و کمی دیوانگی که یک حس عجیب و غریب است که نمی توان آن را با هیچ نام دیگری توصیف کرد. این حس به گونه ای است که افراد احساس می کنند که فقط یکبار متولد می شوند. در نتیجه باید کارهای مهمی به انجام برسانند.
Liberosis تمایل به توجه کمتر در مورد چیزهای مختلف، توجه نکردن به مراحل پیش رو، ترس از رسیدن به خواسته که همگی در این احساس وجود دارد. این احساس شبیه به بازی والیبال است که توپ در هوا می ماند و نمی داند که باید دقیقاً چه کار کنند و به کدام سمت برود و کسی باید آن را راهنمایی کند.
Rubatosis یک آگاهی ناخودآگاه از ضربان قلب، دقیقاً شبیه به حالتی که فرد یک دستگاه به خودش وصل کرده است و ضربان قلبش را چک می کند. این افراد معمولاً با رسیدن به این احساس دوست دارند که در تاریکی بخوانند و بنوازند و به فکر دنیا و محیط پیرامون خود نباشند و فقط حضور خودشان را پررنگ کنند.
Anecdoche مکالمه ای که در آن هم صحبت می گنند اما هیچکس به دیگری گوش نمی کند. در واقع همه کلمات و جملات بی ربط را شبیه به یک بازی بی معنی بیان می کنند و هر بازیکن به فکر خودش است که بیشتر حرف بزند؛ بدون اینکه توجه داشته باشد دیگری چه چیزی بر زبان می آورد.
Kenoppsia یک فضای سرگردان که قبلاً با حضور افراد مختلف، شلوغ و پرهیاهو می شد اما اکنون متروکه و ساکت است و شبیه به مدرسه ای که دیگر دانش آموزی در آن وجود ندارد، فقط یک فضای خالی باقی مانده است. این احساس، یک حس قوی و شدید از احساس پوچی است.
جهت حمایت ❤️
دومین کامنت🦥🫶🏻
دنبالت کردم لطفا دنبالم کن