
اختلال های دی اس ام ۲ پارت اولشو میتونید ببینید گذاشتم..

اختلال وحشتزدگی _ احساس میکنم واقعا به کمک نیاز دارم. آخه.. میدونم عادیه که آدمها از بعضی چیزها بترسن اما من معمولا از همه چیز میترسم. و علائمش وحشتناکن! تپش قلب ناگهانی، تنگی نفس و عرق.. اصلا تاحالا شده به شکل ناگهانی دستات شروع کنن به لرزیدن؟ شده فقط بخاطر یه سلام و احوالپرسی ساده بمیری و زنده بشی؟ بعضی وقت ها.. بهتره بمیری تا اینجوری زندگی کنی! فکر کنم واقعا به کمک نیاز دارم.. اما نمیدونم دیگران چجوری میتونن کمکم کنن.

اختلال شخصیت اسکیزوئید -با چشمهایی خالی از روح و لبهایی که انگار خیلی وقت بود هیچ لبخندی به خودشون ندیده بودن، به روانشناس نگاه کرد. نمیدونست باید از کجا شروع کنه! + میتونی بهم بگی مشکلت چیه؟ _مشکل..؟ من فقط به مرحلهای رسیدم که فهمیدم آدم ها چقدر پست و تنفر انگیز هستن! میدونم که دیگه نمیشه بهشون اعتماد کرد. اونها همهی علاقهت رو خرد و نابود میکنن و وقتی که تصمیم میگیری همه احساساتت رو خاموش کنی، بیمار خطابت میکنن!

اختلال فوبی خاص (فیلوفوبیا) _ معمولا میگن همه آدما، حداقل برای یکبار هم که شده عشق رو تجربه میکنن. به نظرتون این ترسناک نیست؟ من حتی نمیخوام همون یکبار هم تجربهش کنم! چه برسه به چندبار.. وابستگی شدید به یک شخص خاص، نگرانی همیشگی درمورد اون فرد، اهمیت دادن های بیش از حد.. همهی این احساسات یه فاجعه است! تو این دنیا یا باید خودت رو اولویت قرار بدی یا عشق رو، و من نمیتونم بخاطر عشق، از خودم بگذرم.

اختلال گسستی نامشخص _ بعضی وقت ها حرف زدن هم برام سخته. بیشتر کلمات رو فراموش میکنم.. اما ای کاش فقط همین بود، من حتی خاطراتم رو به یاد نمیارم.. نمیفهمم چرا، من هیچی بخاطر ندارم! نمیدونم کی بودم، یا چه کارهایی انجام دادم. اما به نحوی میشه گفت این خیلی هم اذیتم نمیکنه! مطمئنم اون خاطراتی که از دست دادم، به قدری وحشتناک بودن که ″پوچ بودن″ رو به یادآوری اونها ترجیح دادم.

اختلال سازگاری _ احساس میکنم به اینجا تعلق ندارم! تو مکان اشتباهی قرار گرفتم.. این آدم ها با من متفاوتن، هیچ کدومشون من رو درک نمیکنن. اما میدونی قسمت تلخش چیه؟ مجبورم همینجا بمونم و تحملش کنم، مهم نیست چقدر سخت باشه.. هیچ راهی برای فرار وجود نداره. هیچ راهی برای رهایی از بند و زنجیر این زندگی وجود نداره.

اختلال دوقطبی + مشکلت چیه؟ _ مشکلم؟.. بزارید با یه مثال ساده توضیح بدم، فکر میکنی عشق چه معنیای میده؟ برای من.. همیشه یه جواب متفاوت پیدا میشه. هر ساعتی که میگذره، جواب من هم تغییر میکنه. شاید اولش از عشق بیزار باشم، ساعت بعدی دنبال عشق باشم، یه ساعت دیگه هم نسبت به عشق خنثی باشم.. و این چرخه تا ابد ادامه پیدا میکنه! شاید جواب ها مثل یه چرخه باشن و یه جواب رو چندبار تکرار کنم اما.. اونها هیچوقت ثابت نیستند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)