جلد اول: شربت آلبالو
هر رنگِ قرمزی لزوماً یک چیز ترسناک نیست. هر قرمزی که نصف شبی روی برف، کمد، لباس و هر چیز دیگه که ببینی، همیشه خ×ن از آب نمیاد!
اینجا چیزی به نام فریب و بازنمایی داریم. فریب، پنهان سازی و خاک کردن حقیقت که اسم دیگهاش دروغه. بازنمایی؟ در اینجا حقیقت رو طوری نشون میدی که به شکل خاص و متفاوتی نسبت به چیزی که واقعا هست دیده میشه. این دو در کنار هم، واقعیت رو طوری نشون میده که حتی دروغی که میدونی رو هم باور میکنی!
اینکه اون مایع قرمز، ممکنه شربت آلبالو باشه یا شاید هم برعکسش، شربت آلبالو ممکنه خ×ن باشه... حتی اگر بیشتر بدونی، باز هم درست نمیبینی!
(که در حال پارتگذاری هست)
مگه داستان چیه جو دادی؟!😐
دو جلد؟! البته به عنوان سوال در نظر بگیر!
تخریب به شکل نامحسوس...
خب راستش خیلی هم جو ندادم! (پایین ترین حدش بابا!)
البته اینکه اجازه بده خود رمان بیاد بعد جو بگیر!😂😑🙏