از عنوان گویاست و الان آماده انتشاره که باید همراه با معرفی رمان میبود و اما متاسفانه... همین دیشب نوشتم!
خوب من چند وقت پیش راجب رمانم براتون گفتم و میتونید تو پروفایلم بخونیدش که کاملا آمادهاس و به زودی فصل اولش کامل منتشر میشه...
اینجا درباره رمان یکسری توضیحاتی باید اضافه میکردم... رمان به دو جلد تقسیم میشه با اینحال داستانشون مستقل از هم نیستند با اینکه ماجرا مستقل از هم هست...
جلد اول: شربت آلبالو هر رنگِ قرمزی لزوماً یک چیز ترسناک نیست. هر قرمزی که نصف شبی روی برف، کمد، لباس و هر چیز دیگه که ببینی، همیشه خ×ن از آب نمیاد! اینجا چیزی به نام فریب و بازنمایی داریم. فریب، پنهان سازی و خاک کردن حقیقت که اسم دیگهاش دروغه. بازنمایی؟ در اینجا حقیقت رو طوری نشون میدی که به شکل خاص و متفاوتی نسبت به چیزی که واقعا هست دیده میشه. این دو در کنار هم، واقعیت رو طوری نشون میده که حتی دروغی که میدونی رو هم باور میکنی! اینکه اون مایع قرمز، ممکنه شربت آلبالو باشه یا شاید هم برعکسش، شربت آلبالو ممکنه خ×ن باشه... حتی اگر بیشتر بدونی، باز هم درست نمیبینی! (که در حال پارتگذاری هست)
جلد دوم: بازی بچگانه (سر آمدن تنهایی) هر چقدر هم که برای من و شما دلهره آور باشه، برای قاتل ها سرگرمی هست. قاتل هایی که قتل رو مثل بازی و یکجور سرگرمی میبینند... دارم راجب قاتل هایی حرف میزنم که چند سال پیش به راحتی آب خوردن، شهر ها رو با قتل های پی در پی و سریالی تسخیر کردند و موفق شدند یک خاطره فوق وحشت ناک رو برای این شهر به جا بگذارند. خاطرهای که با هیچ پاکنی، پارک نمیشه و تا ابد در ذهن مردم و قربانی های اونجا باقی میمونه... اینبار، دامنه هدف های اونها فراتر از این شهر کوچک میره و این دفعه هم من کشفشون کردم. دوباره هم سر جام نمیشینم و دنبال عامل قتل ها میگردم، کاری رو که باید انجام بدم رو انجام میدم. کاری که چند سال پیش، داخل اون شهر انجام دادم. با این تفاوت که من تنها نیستم...
و البته... ژانر ها: عاشقانه، ترسناک، جنایی، فانتزی، اجتماعی ایندفعه بیشعور بازیم گل نکرد و آخر گذاشتم!🍸🗿
مگه داستان چیه جو دادی؟!😐
دو جلد؟! البته به عنوان سوال در نظر بگیر!
تخریب به شکل نامحسوس...
خب راستش خیلی هم جو ندادم! (پایین ترین حدش بابا!)
البته اینکه اجازه بده خود رمان بیاد بعد جو بگیر!😂😑🙏