-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
شب در چشمان من است به سیاهی چشمانم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمانم نگاه کن شب و روز در چشمان من است به چشم های من نگاه کن چشم اگر فرو بندم جهانی در ظلمت فرو خواهد رفت.
میدانی یک وقت هایی باید روی یک کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشت شیشه افکارت باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی، دست هایت را زیر سرت بگذاری و به آسمان خیره شوی و بیخیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت به خودت بگویی بگذار منتظر بمانند!!!
میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان که پدر تنها قهرمان بود عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نقطه زمین شانههای پدر بود بدترین دشمنانم خواهران و برادران خودم بودند تنها دردم، زانوهای زخمی ام بودند تنها چیزی که میشکست اسباب بازیهایم بودند و معنای خداحافظ تا فردا بود.
این روز ها "بی " در دنیای من غوغا کرده بی کس، بیمار، بیزار، بیچاره، بیتاب، بیدار، بی یار، بی دل، بیریخت، بیصدا، بیجان، بینوا، بیحس، بی عقل، بیخبر، بینشان، بیبال ،بی وفا، بیکلام، بی جواب، بیشمار، بینفس، بی هوا، بیخود، بیداد، بی روح، بیهدف، بیراه، بی همزبان، بیتو بیتو بیتو...
در انتهای هر سفر در آیینه دار و ندار خویش را مرور میکنم این خاک تیره این زمین پاپوش پای خسته ام این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خدای دل در آخرین سفر در آیینه به جز دو بیکرانه کران به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است گم گشته ام، کجا ندیده ای مرا؟
"حسین پناهی"
حسین پناهی در آخرم یه بار دیگ سوخته
بدبخت پس دو بار سوخته 🤧😂
جرر
عالی
چالش: حسن پناهی در سال دیگه از اون لحاظ هر دو روز به عنوان یک نفر جمعیت دارد😐✅
ممنوم
چه سمه کیبوردت 😁