
اینجا خالی نیس
(از زبان آیری) داشتم میرفتم که ایزانا دستمو کشید و گفت :وایسا کجا میری ؟ تا خواستم چیزی بگم گوشیم زنگ خورد ... هیتوها چان نجاتم دادیییییی الو هیتوها.باشه معذرت میخوام چرا؟باشه به محض اینکه قطع کردم زدم به چاک! سوار تاکسی شدم و رفتم به سمت بستنی فروشی داشتم دنبال هیتوها میگشتم که دیدم با یه پسر مو زرد نشسته داره حرف میزنه فکر کردم مایکیه پس سریع دوییدم پیشش و سرمو خم کردم و گفتم ببخشید مایکی ساننننن ببخشیدددد اصلا نمیخواستم اینطوری شه....
(از زبان نویسنده) آیری سرشو بالا اورد و گفت:وایسا نکنه تو....نکنه تووووو چیفویوووووو؟؟؟؟؟؟؟ چیفویو:(به هیتوها) هیتوها واقعا راست میگفتی خجالتی شده هیتوها: اره گفتم که آیری:(خشکش زده) آیری:دارم توهم میزنممم چیفویو:نه من واقعی یم آیری:بیااااا ب&غ&ل&مممممممممممممم و جوری چیفویو رو بغل کرد که له شد چیفویو:دارم له میشممم و بلاخره آیری ولش کرد.. آیری:ببینم، مثل قبل هنوزم از تو قوی ترم یا نه؟ چیفویو: معلومه من قوی تر شدم تازه توهم خجالتی شدی راحت کارتو میسازم آیری:واقعا؟ آیری یکی از مشت هاشو به سمت صورت هیتوها به جور خیلی یواشی برد و چیفویو مشتشو گرفت و نزاشت به صورتش بخوره ولی یهو آیری زیر پایی زد و افتاد زمین... آیری: یااا حداقل یه ورزش رزمی چیزی برو چیفویو:ببخشید که مثل شما کمربند مشکی کاراته ندارم.. یه نفر تو بستنی فروشی:چیییییییییییییی هیتوها:کی بود ؟ آیری:نمیدونم ولش کن
(از زبان نویسنده) آیری سرشو بالا اورد و گفت:وایسا نکنه تو....نکنه تووووو چیفویوووووو؟؟؟؟؟؟؟ چیفویو:(به هیتوها) هیتوها واقعا راست میگفتی خجالتی شده هیتوها: اره گفتم که آیری:(خشکش زده) آیری:دارم توهم میزنممم چیفویو:نه من واقعی یم آیری:بیااااا ب&غ&ل&مممممممممممممم و جوری چیفویو رو بغل کرد که له شد چیفویو:دارم له میشممم و بلاخره آیری ولش کرد.. آیری:ببینم، مثل قبل هنوزم از تو قوی ترم یا نه؟ چیفویو: معلومه من قوی تر شدم تازه توهم خجالتی شدی راحت کارتو میسازم آیری:واقعا؟ آیری یکی از مشت هاشو به سمت صورت هیتوها به جور خیلی یواشی برد و چیفویو مشتشو گرفت و نزاشت به صورتش بخوره ولی یهو آیری زیر پایی زد و افتاد زمین... آیری: یااا حداقل یه ورزش رزمی چیزی برو چیفویو:ببخشید که مثل شما کمربند مشکی کاراته ندارم.. یه نفر تو بستنی فروشی:چیییییییییییییی هیتوها:کی بود ؟ آیری:نمیدونم ولش کن
(از زبان ایزانا) هی اینجا کجا میره وایساااااا سوار تاکسی شدن* اقا میشه این ماشین رو دنبال کنیددددد خب این جا میخواست بیاد؟ عه اون هیتوها و مایکی نیست؟ عه نه مایکی نبود وایساااا بغلش کردددد؟؟ عجب حرکت خفنی زد ولی این تکنیکو از کجا میدونه؟؟ کمربند مشکی کاراته چیییییییییییییییی اصلا بهش نمیخورهههه بهتره تو دعوا ها با خودم ببرمش بهتره ماسک و کلاه مشکی بزنم برم میز بقلیشون وایسا چی دارم میگم؟ مگه من فضول مردمممم اصلا وقتی یکی رو بغل میکنه حق نداره بیفته رو من با چه جرعتی هاااا چی دارم میگم؟ اشتباه از اون نبوده ولی بازم نباید یکی رو بغل کنه اونم سفتتتت اهههه مخم نمیکشه بهتره برم موتور فروشیی
(از زبان شینچیرو) شینچیرو:رفتن؟ هاروکو: اره فکر کنم شینچیرو: فک کنم نقشمون درست جواب نداد هاروکو: اره فکر کنم هاروکو:جیغغغغغغغ* شینچیرو:چیشدهههه هاروکو:سوسککککک شینچیرو:جیغغغغغغغغغغغ* یه نفر :چتون شده؟؟ هاروکو و شینچیرو:سوسککککککککک یه نفر:با دمپای زدن سوسک* یه نفر:واقعا نره خرایی هستین ولی از سوسک میترسین؟؟ شینچیرو: چون خیلی چندش و زشتههههه یه نفره رفت* هاروکو:خوبی؟ شینچیرو:اره تو چطوری؟؟ هاروکو:خوبم... هاروکو:از سوسک میترسی شینچیرو:اره یجور فوبیا بهش دارم.. هاروکو:منممممم
خسته ام از جهان.... اس اضافه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خسته مباش ز جهان بدان سانزو چان میرسد بر داد جناب
گر تو خسته باشی، ننویسی دگر کی به دل خسته سانزو رسد؟
آیا این دل خسته از کسی شکسته است؟ مگر چی شده
گر تو باشی شاعر دوم سانزو می باشد شاعر نخست!
------------------
خب خب پارت خوبی بود، خسته نباشید. برای پارت دوم به پیوی من مراجعه کنید. 🗿
عجب چیزی سرودم... یاد بگیر🗿
جدا چطوری به مغزت رسید؟😂
راستی ببخشید یکم پیتا قاطی شدن من توی ویرایش ویرایششون کردم ولی نمیدونم چرا نیومده...
گومن ناساییییی
گودرت دو2ست مخ2مل سانزو، هیتوها🗿✊🏻
اشکال نداره
شاعر جان ایا این خستگی ات تمام نشده و نمیخواهی پارت دهی؟؟
خیر زیرا سر بنده شلوغ می باشد و همینطور داستان هایی را باید بنویسم
هروقت سرت خلوت شد برو داستان بسورود
Unfortunately, next summer 🗿☕