با دیدن این پست می تونین با یک شاهکار ادبی به نام جنایت و مکافات اشنا بشین
خلاصه : داستان درمورد زندگی پسری جوان به نام رادیون (رودیا) راسکلینکف است . به دلیل مشکلات مالی دست به کاری می زند که بزرگترین پشیمانی را برایش به بار می اورد ... اون مجبور به انجامش بوده ، اینو خوب میدونه اما ترس و عذاب وجدان سایه به سایه دنبالشه 👣👣👣 ایا اون میتونه به رهایی برسه ؟یا تا ابد با بزرگترین کابوسش زندگی میکنه؟
رودیون رومانوویچ راسکولنیکوف(تو این داستان با بزرگ ترین اسم های زندگیتون روبرو میشین اگه دوس داشتین رودی جون صداش کنین😂) : نقش اصلیمونه که دانشجوی حقوقه ولی فعلا برای مدتی درسو کنار گذاشته . تو سن پترزبورگ زندگی میکنه . یه مادر و یه خواهر داره و یه دوست مهربون خفن به نام رازومیخین (انقد اسمش طولانیه ک نگو ☺)
دونیا ( اینا اسمای دخترشون ادمیزادیه😊) : خواهر رودی جونه 😇 با مادرش زندگی میکنه ، یه مدت معلم بوده و پیش خانواده ای کار می کرده که به خاطر اشغال بودن صاحب کارش از اون کار میاد بیرون و اونام براش کلی حرف در میارن و اون برای خلاص شدن از حرفای مردم تصمیم می گیره با احمقی به نام لوژین( قرار نیس این حلزونو معرفی کنم😈😆) نامزد کنه ...
دیمیتری پروکویچ رازومیخین ( رازی جون 😗) : دوست رودی جونه که اونم دانشجوعه . سرش تو درس و مشقه خیلیم متفکره . به رودیون خیلی اهمیت میده جوری که رودی دلش میخواد از دلسوزی های اون سر به کوه و بیابون بذاره . یه جا رودی بهش میگه تو حاضری برای کمک به دیگران کتکم بخوری .
سونیا مارمالادف : دختر یکی از اشناهای رودیه . شغلی داره که ازش خجالت میکشه ( اگه کسی خواست بیشتر بدونه تو کامنتا بپرسه ) همه اونو گناهکار میدونن ولی رودیون اونو درک میکنه و بهش احترام میذاره ( نسبتشو با رودی جون فهمیدین یا بیشتر بگم ؟ 😍😋)برین نتیجه چالش داریم
نظرات بازدیدکنندگان (2)