
توی این پست قراره بهتون چند تا کتاب که خودم هم خوندم رو فعرفی کنم . حتما بخونیدشون✨🙃

خلاصه داستان پاستیل های بنفش: پاستیل های بنفش روایت زندگی پسری به نام جکسون و خانواده اش می باشد. پدر جکسون به خاطر بیماری اش ، شغلش را از دست می دهد و مادرش نیز در چند رستوران به عنوان پیش خدمت مشغول به کار می شود . اما با این حال شرایط زندگی برای جکسون و خانوادهاش روژ به روز سخت تر می شود . پدر و مادر جکسون با خوش بینی و شوخ طبعی ثلاش می کنند جکسون و خواهر کوچکش را وارد مشکلات خودشان نکنند . اما انتظار جکسون از والدینش چیز دیگری است. در این حین دوست خیالی جکسون باز می گردد تا در این شرایط سخت به او کمک کند. (دوست خیالی جکسون همون گربه گنده تو جلد کتابو پسره همون جکسونه)

خلاصه داستان زاده در قفس:کبیر پسربچهی خیالپردازی است که همیشه وقتی از پنجرهی بالای دیوار بیرون را نگاه میکند، فکرش پر میکشد به آسمان و دنیای بزرگی که معلمش مدام دربارهی شگفتیها و ماجراهایش حرف میزند. دنیایی که کبیر نمیتواند در آن قدم بگذارد، چون در زندان زندگی میکند. مادر او سالها پیش، بهخاطر جرمی که مرتکب نشده به زندان افتاده و کبیر هم همانجا متولد شده است. تا حالا دنیای او همین سلول و حیاط و کلاس درس زندان بوده و همسلولیها هم خانوادهاش، ولی دیگر به سنی رسیده که باید زندان را ترک کند و به دنیایی که همیشه رویایش را داشت، قدم بگذارد؛ اما انگار همهچیز آنطور که او خیال کرده بود نیست...

خلاصه داستان شهر ایزد طاعون:اسکندر نوجوان عراقی الاصلی است که خانواده اش در زمان کودکی او به آمریکا مهاجرت کرده اند و رستورانی کوچک با غذاهای خاورمیانه ای راه انداخته اند. اسکندر برادر بزرگ ترش مو را از دست داده و حالا باید به تنهایی مغازه را بگرداند اما شبی زندگی او که هدفی جز کمک به والدینش و کاستن از غم آنها ندارد با یک اتفاق عجیب و غریب زیرورو می شود. اتفاقی که پای قهرمانان اسطوره ای بین النهرین را به نیویورک باز میکند و شهر به صحنه ی نبرد خیر و شر بدل میشود. ایزدی به دنبال جاودانگی بیماری ناشناخته ای را به جان ساکنین شهر از جمله پدر و مادر اسکندر می اندازد و ایزدی دیگر سعی میکند جلوی نابودی دنیا را بگیرد…

خلاصه داستان دختری که ماه را نوشید: جادوگر مهربانی اشتباهی به جای نور ستاره به یکی از نوزادانی که نگهداری میکند نور ماه میخوراند و این نوزاد دارای قدرت جادویی میشود. کتاب دختری که ماه را نوشید! نوشتهی کلی بارن هیل که یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز است به زندگی این دختر جادویی و عجیب میپردازد.

خلاصه داستان درخت ارزو :داستان درخشان و عمیق درخت بلوط پیری را به تصویر میکشد که مردم محله به آن درخت آرزو میگویند. روزی خانوادهای جدید به محله میآیند که با خود ماجراهای مختلفی برای مردم و البته درخت آرزو به دنبال دارند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تولدت مبارکککککککککککککککککک 🎂🥳🎂🥳🎂🥳🎂🥳🎂
ممنون 🤝✨
تولدت مبارک کیوت 🧸💕🎂🍓
⊂(•‿•⊂ )*.✧
تولدت مبارککک:)))
تنکس(•‿•)
تولدت مبارک⚘️
دوس داشتی جادو ممنوع رو هم بخون
مرسی عزیزم حتما میخونم❤️
خیلی قشنگه
یه مجموعه هست که الان دارن ترجمش میکنن
قصه های همیشگی رو هم بخون عالین
تولدت مبارک
پارت بعد هم بساز
ممنون حتما پارت بعد رو میسازم
تولدت مبارک :)
با آرزوی بهترین ها 💚🦕
مرسی
⊂(◉‿◉)つ