های 🙂 خوش اومدی نپصꨄ بریمم😉
نام فارسی: همسر من زيبايى خود را پنهان مى کند خلاصه :خانواده ای وجود دارد که نسلهای زیادی شایعه هیولا بودن را دارند. ارباب قلعه Halstead ، Erden. او ماسکی را آراسته است تا چهره ترسناک خود را پنهان کند. از لتیسیا که برای ازدواج به جای خواهرانش با لرد هالستد اعزام شده بود ، شروع به عنوان "زنی شد که با هیولا ازدواج کرد" و دیگران ترحم کردند. اما یک راز وجود دارد که آنها نمی دانند... اینو خودمم خوندم عالیهه😍 شخصیت هایش ی کراشایی ک نگو😭😂
نام فارسی: عشق یک طرفه خلاصه :هیجی یه ستاره مشهور اینستاگرامی با بیش از ۱۰۰,۰۰۰ فالور عه،با توجه به محبوبیتش، درخواست های زیادی ازش شده ولی اون واقعا تجربه ای در قرار گذاشتن نداره.این داستان درباره زندگی هیجی یانگه که به دنبال اولین دوست پسر حقیقیش می گرده... اینم خوبهه😃 ولی خودم هنو تمومش نکردم 😢
نام فارسی: از شرارت آگاه باش - مراقب شرارت باشید خلاصه:من شرور یک رمان شدم! ازش متنفرم؟ نه! به نظرم خوب است یک دختر دوک = یک ثروتمند بیکار چگونه می توانم فرصتی مانند این را از دست بدهم ؟! این بهترین فرصت برای لذت بردن از زندگی است. اینم خیلی خوبهه😊
نام فارسی: زن شرور دوبار زندگی میکنه خلاصه:تیا، برادرت باید سالم باشه تا تو هم سالم بمونی." با مرتکب شدن به هر گناهی که لازم بود، تیا برادرشو به پادشاه تبدیل کرد. اما پاداش فداکاریش، نارو خوردن از همون برادر بود. تو آستانهی مرگ، دشمنی که براش نقش دوست رو هم بازی میکرد، گرند دوک سدریکِ درستکار، کسی بود که دست کمک به سمتش دراز کرد. "یه نقشه بکش." "..." "هیچکس دیگهای به ذهنم نمیرسه که بتونه تو اون اوضاع شرایطو تغییر بده، مارشینس رُزان." "..." "یکم از قدرتتو به منم بده." برای سرزمینی که الانشم داشت به باد فنا میرفت، برگردوندن تراز قدرت سر جای اولش غیرممکن بود، اما یه راهی وجود داشت... عقب بردن زمان قبل از اینکه همه چی مسیر اشتباهو پیش بگیره. تیا با خون و اشکش، بدن خودشو فدا کرد تا یه جادوی قدیمی رو فعال کنه و زمانو به عقب برگردونه. اینبار، قصد نداشت شکست بخوره... اینم خیلی خوبهه😀