ما را در تاریکی رها کرده اند به امید آن که به نور برسیم.
فراموش کردند که ما نسبت به خود، نابینا بوده و بیرون را تشویش خواهیم کرد.
هِرماس.
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
خداحافظی طولانی نه!
فقط اینکه خدانگهدار تا شهریور ۱۴۰۷.
دلم تنگ میشه.
هرماس: دیو، لوسیفر، خدمتگزار راندهشدهای که پرسید "چرا" .
امیدوارم هرجا که هستی حال دلت خوب باشه
درود مینی عزیزم امیدوارم اوضاع برات رو به راه باشه و هر لحظه به موفقیت وهدف مدنظرت نزدیکتر بشی .
خواستم بگم در این حوالی ما دلتنگتیم ..
عزیز بومی ای هم قبلیه، رو اسب غربت، چه خوش نشستی
تو این ولایت، ای با اصالت تو مونده بودی، تو هم شکستی
تشنه و مومن به تشنه موندن، غرور اسمت دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت، تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش آواز، تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا، به جستجوی شقایق
کنار ما باش که محزون، به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم خورشیدو بیرون بیاریم
تا دو ساعت دیگه به چشمام برچسب بزنم
دو ساعت دیگه تحمل کنی مینی تو میتونی بعدش میری میخوابی..
اکسکیوزمی دارلینگ لسن می یو لوکینگ اسمارتن آی لاو مای سوئیت هارتن بات بروکین مای هارتن یو آر آیز وری کیل اند فول🗣 (لهجه هندی)
دلم میخواست بگم حداقل خودمم.
اما من واقعا خودمم؟
یعنی واقعا این کالبدی که داخلشم منه؟
من نمیتونم، کافی نیستم، انزجار انگیز هستم، جالب نیستم.