انتشار: 1 هفته پیش تعداد رأی‌ها: 0
فردا رفتم قنادی که از جوراب‌شکلاتی، ماست طعم صدای زنگ مدرسه و یک صندلی که عجیب بوی پرتقال می‌داد داشت. فروشنده گفت امروز فقط چیزهایی می‌فروشیم که با م شروع بشه، ولی خودش کاهو برداشت و رفت پشت یخچال. اونجا پیرزنی با گوشی به تلویزیون غذا می‌داد و تلویزیون می‌گفت ممنون ولی من رژیمم. یهوسقف باز شدو سه کبوتر با کت‌وشلوار اومدن.یکیشون پرسید اینجا ایستگاه اتوبوس ۴۷ عه؟ فروشنده گفت نه، بیمارستانه. کبوتر گفت پس اشتباه اومدیم و با آسانسور رفت طبقه منفی دو. من هم دوغی خریدم که داخلش توپ بود.
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (67)
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.