⠀⠀ 𝗇𝗎𝗆𝖻𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾ʹ 𝗌 🍁 ƒ𝗈𝗋 𝗎
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
اگه یادم افتادی ، برام موزیك بفرست .
میزان راحتی من با تو، با حجم حرفهام مشخص میشه؛ هر چی بیشتر باهات احساس راحتی کنم، پرحرفتر میشم.
راه پیدا کردن به قلب من سخته، ولی خروج ازش فوقالعاده سریع و بیبازگشته. چون آدمها خیلی زودتر از اونی که فکرشو بکنن، با یه اشتباه از چشمم میافتن.
حالا کی میدونه؟
شاید همین الان همزمان داریم به هم فکر میکنیم
نمیدونم اصلا ، شاید دیدی یهو اومدم شهرتون فقط واسه اینکه یه لحظه از دور ببینمت
داشتم به این فکر میکردم چقد ذهن کسایی که میتونن حرفاشونو به صورت جالب طوری که طرف جذب حرف زدنش میشه، قشنگه آدم دلش میخواد بشینه پای حرفاش بگه لطفا همیشه حرف بزن دلم نمیخواد صدات قطع بشه.
اشتباه نکن، اشتباه نکن
من اگه دوستت داشته باشم بابت مشکلاتت از روی ترحم باهات حرف نمیزنم یا برات دلسوزی نمیکنم من
قلبم کاملا برات درد میگیره و درد هات رو به خودم هم انتقال میدم.
قطع ارتباط ما به معنی دشمنی نیست، من هنوزم دوس دارم شکوفایی تو رو ببینم ولی دیگه نه تو باغچه خودم.
متاسفانه هیچکس به اندازه خودت نمیتونه باعث شه از چشمم بیوفتی؛ من تحت تاثیر حرف هیچکس با هیچکس رفتارمو عوض نمیکنم.
اگه یروز یجایی رفتم، فقط خودت میتونی دلیلش باشی، نه هیچکس دیگه.
در آخرین نامهاش نوشت :
‹ عزیزدل هزار زخمم ، حالا که این نامه را میخوانی در تاریکیای نشستهام که تنها نورش ، نور چشمهای خودم است و تنها امیدش صدای نفسهای خودم . ›
این نامه را به این خاطر برایت مینویسم که خبر بدهم دارم رهایت میکنم ، تو را از خودم جدا میکنم - خوشحال باش و دیگر هرگز به دنبالم نگرد .
- از نامههای فریداکالو به دیهگو ریورا .