انفجار بزرگی در آسمان. تمام سیارات و ستارگان نابود شدند؛ غبار ساطع شده از سوی آنها بسته به ماهیت آرزو هایی که قاصدشان بودند، فرو میریزد !
غبار ستاره ها؛
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
و این کلاس طراحی زمانی دلچسب میشود که برق محو میشود و با همان تعداد انگشت شماری که مانده اند گرد مینشینیم و با پرتو های محدودی از نور آثاری خلق میکنیم که اگر سالها در نور مینشستیم و قلم را در ورق به سمت و سو میکشیدیم هیچگاه چنین آثاری بر کاغذ نمینشست
های با این توصیفات دلم برای کلاس طراحی که ولش کردم تنگ شد...
وای ویولتا واقعا متاسفم ولی همیشه یادت باشه تو اصلا نیازی نداری که بری کلاس مگر اینکه برای آموزش چون کارت عالیه
شهر خلوت خود زندگانی ست
اما آن خانه آن ساختمان ناشناخته آن متروکه تاریخی تازه روشن میشود
چون وسعت زیادی از شهر عاری از هر گونه روشنایی میشود تازه کاشانه میشود
مغازه های خالی
خیابان های تاریک
آسمان هم اغلب خندان و بشاش است اما با کوچیک ترین جدالی میان ابر ها شروع به گریستن میکند
روبرو آنها بایست این خود اصلی توست تاریک،پوچ،تنها هاله ای از یک دختر،همان هیچکس
زمانی که تاریکی بر این کلان شهر چیره می شود و مردم به خاطر برق از جنبش میافتند حال آیینه ها صادق میشوند
وای خدای من در محفل هایشان هر که بیشتر درد داشته باشد و سوخته بکند برنده است