𝐓𝐢𝐝𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐓𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
.Youth is never coming back
افسرده شدم چرا قسمت جدید نمیاد.
+حالت خوبه؟
_خوب؟... شاید من حتی معنی "خوب" رو هم واقعا درک نکرده باشم... اصلا چرا باید احساسات رو برای بیان کردن همچین چیزایی استفاده کرد؟ میدونم منظورمو نمیفهمی ولی من واقعا نمیتونم احساسات رو درک کنم.
+آرن... میفهمم چی میگی... من خیلی وقت ها مغزم به خاطرشون درگیر میشد، همیشه از خودم میپرسیدم این احساسات واقعا چی هستن؟ اگه درست حسشون نکنم چی؟ ولی میدونی چیه؟ فهمیدم که بذار همون طور که هستن بمونن! فقط حسشون کن و بزار بگذرن.
_ لیان پسر تو واقعا..
+واقعا چی؟ *لبخند
_ عه پسر *لبخند
سوبین رو بدید من برمممم سوبییییین.
مگه میشه که بخوام و من برم؟!
مگه میشه تو رو بره از یادم؟!
مگه میری تو از ته این دلم؟!
مگه ندادیم قول یروز بهم؟!
این یکی هم تموم شد! دلم برا کاپل دومی تنگ میشه~ آخه خیلی بامزه تر بودن همه چیزشون عین آدم بود اون داداشامون منو روانی کرده بودن.
~Heather by Conan gray
اومدم کوکی رو بکشم دیدم کله ش یه گردالی بیش نیست. کله گردالی خودمه.
هیونگای عسلیم رو میخوام.
دلم برای کای و ری تنگ شده... بچه های قشنگم.