کلمه "قشاع" به معنی دردی که درمان ندارد و انسان از داشتنش زجر و عذاب میکشد است، در همین حال برعکس واژه قشاع ، "عاشق" میشود. همه انسان ها،روزی دچار قشاع یا همان عاشقی میشوند که هنوز مسکن و دَوایی برایش نیست.
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
بی تو این کوچهها بیقرارند ، حس غریبی بین پاییز و بهارند ، رفتی ولی فکری به حال این کوچهها کن ، بوی تورا دارند ولی تورا ندارند
فقط میخواست یک زندگی عادی داشته باشد، بدون هیچ احساس اضافه بودن یا تنهاییای ، ولی انسانها کاری با او کردند،که حتی دیگر خود خدا هم نمیتوانست او را نجات دهد.
از من متنفر باش ، زیرا که عاشقم نیستی و روزی مرا فراموش میکنی
ولی اگر تنفر داشته باشی ، تا ابد در یادت میمانم
ترجیح میدهم از من متنفر باشی، تا مبادا روزی در رویم بگویی : تو چه کسی هستی؟
منم همینطور داستایفسکی عزیز
منم همهچیز را به خوبی درک و میکنم و این بالاخره من را خواهد کشت