به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند..
نظرسنجی
سرای بی کسی
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
@آذرخش
𝘕𝘢ncyکافه قدیمی با نور زرد و صندلی های قرمز
چهره اش در این سالها تغییر چندانی نکرده بود
اما صدایش..صدایش بسیار پژمرده تر از قبل به نظر میرسید...
آنقدر از تو مینویسم
تا فارسی تمام شود.
به به
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من اینهمه از مهر جدایی..!
پیدا شد جسد آنان که گفتند بی تو میمیریم , در آغوش دیگری جان داده بودند..!
^در نهایت او مانند گل لیلیوم بود زیبا اما بسیار سمی
^چشم هایش قهوهای بود و به حق فهمیدم قهوه از چایی و دمنوش اعتیادآور تر است..