انتشار: 8 ماه پیش تعداد رأی‌ها: 117
محل گردهمایی و موزه سخنان اعضای انجمن رافیان تستچی(روانشناسان ادیبان و فیلسوفان)
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (88)
  • نکند این نویسنده گناهکار را فراموش کرده ای؟

  • تو اینجا نهایتش 4 تا کامنت با موضوع راف بزارید و بقیه اش رو تو اسلایس پست یا کامنتای بلاگ گسترش بدید

  • اگه میخواین عضو بشین
    فقط سعی کنین در زمینه راف (روانشناسی ادیبی و فیلسوفی)
    کامنت اسلایس یا پست درست کنید ولی اخرش اسمتون رو + از انجمن رافیان تستچی بنویسید

  • "مامان محمد" سازنده
    | 8 ماه پیش
    سود این شرکت بطور کامل به این کاربر میرسه "ᴀʟᴠɪɴ"
    .
    یادش بخیر

  • «ما همچنان به زندگی خود ادامه می‌دهیم
    اما آوای قلبمان، به زیبایی گذشته نیست.»

  • او همیشه دغدغه‌های بزرگی داشت: وطن، مهربانی، عدالت، انسان‌ها و آرزوهایی که بی‌مالک رها نشوند.

    - ᴄᴏʀᴀʟ, انجمن رافیان

  • اگر فردا بی من آغاز شد بدان برای اینکه زندگی معنای حقیقی خود را از دست ندهد تلاش‌های بسیاری کردم. بدان کماکان ادامه دادم در آن بزنگاه‌های پرتلاطمی که ادامه دادن یک ضرورت بود، نه انتخاب و اگر روزگاری اثری از من نیافتی، مرا ادامه بده. من، در هر روز و هر لحظۀ تو جاری‌ام. امید‌های بی‌‌انتهای من نزد تو امانت.

    - ᴄᴏʀᴀʟ, انجمن رافیان

  • کاش با جزئیات و معناهای پنهان‌شده‌اش بیگانه بودم. بهایی که من برای هربار دانستن‌ پرداخت کردم سنگین است. هر چه بیشتر می‌دانم، اندوه بیشتری وجودم را فرا می‌گیرد. کاش‌ همیشه به آن چه که می‌دیدم، اکتفا می‌کردم. کاش دغدغه‌‌ی فهمیدن و بی‌تفاوت نبودن را با خود به این‌سو و آن‌سو نمی‌بردم‌. کاش نمی‌دانستم.

    - ᴄᴏʀᴀʟ, انجمن رافیان

  • imageᗩSᗩᒪ(بک میدم)
    ❌ اکانت در حال حذف به درخواست کاربر

    خوشبختی
    همیشه داشتن چیزی نیست.
    خوشبختی گاهی لذت عمیق
    از نداشته‌هاست!
    «یک نوع رهایی» که شبیه به هیچ چیز نیست؛ و گاهی ساده و غیرقابل تصور است.
    عسل، انجمن رافیان

  • حالم همچو وطن است، تنم درد میکند ، قلبم تیر میکشد و چشم هایم خیس از اشک است...
    سرمای این زمستان، زمستانی که سردخانه شده بود سرتاسر وطنم روحم را هلاک کرده،

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.