𝖾𝗒𝖾𝑠 ֶָ֢𝖾𝗇︎𝒸𝗁︎𝖺𝗇︎𝓉𝗆︎𝖾𝗇︎𝗍ᣟ
࿙ ͝ ྀ︶ 𖹭ິ ͝ ྀ ͝࿚
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نیشیمورا خداي منه و به معناي واقعي مي پرستمش
او تندخو نبود ، مردم از سمت شکسته اش به او نزدیك ميشدند .
لطفا پري هاي سرزمین پیکسي هالو لطف کنن و زودتر پسر خوشگله من رو بهم بدن ♡
شما نمیدونید چجوري ابسسد اقاههـم.. خیلي دوست پسرـه واقني عاشقشمم یه پرنس واقعيـه
پرنس که هست ولي بیشتر شبیه ومپایراست. هیهيهي.
الان هم خودم ارومم هم مغزم. هیهي
اون چهارسال منو عذاب داد منم توي یه دقیقه جمعش کردم. ميتونستم مثل خودش 𝗮 𝗽𝗲𝗮𝗰𝗲 𝗼𝗳 𝘀𝗵𝗶𝘁 باشم ولي عیو. چرا باید خودمو اینقدر بیارم پایین در سطح اون ؟
نميتونم اون حس قدرتي که وقتي صداش بغضي شد و توصیف کنم. ولي خب
بهش گفتم که چقدر ازش متنفرم. چندین بارم تکرارش کردم که خوب بره توي مغزش و ازش خواستم وقتي تنها شد ( وقتي اون پسره پیشش نبود یا ولش کرد ) نیاد التماس من کنه که واي نازنین تو پرنسسمي واي نازنین میخوامت. پیك مي.
درنهایت هیچي از روح و روان من مهم تر نیست. پنج بار زنگ زد و چون بلاك بود ندیدم. به همون بهانه زنگ زدم و باهاش حرف زدم. بهش هرچیزي که تمام این مدتا توي دلم سنگیني ميکرد و گفتم
دیروز خیلی استرسي و نگران بودم و دائم بخاطر اون ادماي بي خاصیت تپش قلب ميگرفتم. بیشترش از این نشأت ميگرفت که نتونسته بودم درست مثل خودش باهاش برخورد کنم. از طرف دیگه به فکر این که مثل خودش باهاش رفتار کنم افتادم. بازم نگران شدم یه وقت تراپیستم شرفم و نبره سر این کار ( هرچند بهم برعکس اینو گفته بود ، مشكلي نیست اگه بهشون فکر کنم )