انتشار: 8 ماه پیش تعداد رأی‌ها: 58
پشت هر ستاره‌ای،سایه‌ای نیز وجود دارد؛من آنجا زندگی می‌کنم.
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (703)
  • اینجا(مخصوصا پین هاش)برای اینن که یادم نره کی هستم.
    البته اصلا من نمی‌دونم کی هستم که بخواد یادم بمونه، چه جالب.

  • دلتنگ دوستامم.
    برای مینو، رها، مریم، یسنا، اندیشه، محیا، فاطیما، بازم رها، اونیکی رها، فاطمه، اونیکی فاطمه، نیلوفر، زهرا، نیکا، آیناز، هلیا، پانته‌آ، دینا، هانا، یلدا، آوینا، آوید، آدرینا، آروشا، سپهر، سمر و کسانی که اسمشون توی ذهن کوچیکم نمونده، برای همه‌شون دلتنگم.
    با خیلی هاشون هنوز دوستم، با خیلی هاشون نیستم.
    عجب روزگاریه.

  • -خیلی ضعیفی!
    +خودت ضعیفی!
    -توی جنگ بالشتی؟
    +در زندگی، نیکتا خانوم.

  • فکر کنم لو رفتم که استاکت می‌کنم،دیشب اشتباهی یکی از کامنت های حدودا یک سال پیشت رو لایک کردم😃

    • می‌دونم استاکر نازنینم، می‌دونم. شوربختانه یا خوشبختانه می‌دونم. نازی.

  • h🌝ttps://tes🌝tchi.ir/p🌝osts/1288250
    بیشتر از دو سال گذشت. دو سال و...؟

  • ...And I'm singing
    Sailor can you hear me
    Sailor hear my call
    Sailor take me with you
    .Sailor take me home

  • و دوباره ۴ شهریور تموم شد. من دوباره مردم. درسته که با رفتن خیلی ها بخشی از وجودم مرد. اما ۴ شهریور ۱۴۰۴..من همزمان...هم مردم و هم بخشی از وجودم زنده شد.
    من کی بودم، چی بودم. تو کی بودی، چی بودی.

  • And I'll love you forever
    With the fire in my soul
    Maybe I could be your girl
    And we don't ever say goodbye
    .Maybe in another life

  • Unknown.:
    سقوط..وقتی فرشته ها به بهشت برمیگردن،خب...سقوط نکردن نه؟
    ولی مرگ خودش یه سقوطه،تازه فرشته ها نمی‌میرن،فقط آرامش پیدا میکنن؛ پس نمی‌دونم.
    jellyfish:
    رها...
    اوه، پس اون رها شده.
    Unknown.:
    شاید.
    jellyfish:
    آره؛شاید.

  • و بعد، ساعت ۸ صبح زنگ زدم، به رها. تا با رها، یعنی تو، درموردش صحبت کنیم. رها گریه کرد و گفت دلش برای رها و رها تنگ شده. منم گفتم دلم برای رها و نیکتا تنگ شده.
    گفت می‌دونم چه آشوبی توی دلته. هنوز هم حتی یک قطره اشک نریختم. مگه اشک ها تورو برمیگردونن شب تاب کوچولو؟

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.