میکائیل
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
با خود میجنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود میگریست جنگهای او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمیگذاشت.
درد ها هیچگاه فراموش نمیشوند ، شاید جایشان کم رنگ شود ،اما از یاد نمی روند ،
بدان ، بدان که شاید امروز حالت بد باشد ، درد در وجودت ریشه زده باشد و در اندیشه ات هیچکس مانند تو درد نداشته باشد . اما هیچگاه ابدی نیست ، نگذار این درد تمام وجودت را تا ابد بگیرد ، خودت را برای شخصی که حتی لیاقت به زبان آوردن نام تو را ندارد ، به نابودی نسپار .
حیف نیستم تو فالی که گرفته ای
حیف نمی دونم کجای قصه ای.
✨
ز دست محبوب ندانم چون کنم ز دست محبوب ندانم چون کنــم وز هجر رويش ديده جيحون کنم
ایجونم اینجا چقد قشنگه دخترم❤🔥
@𝘋𝘢𝘳𝘷𝘪na
من به جای هردویمان خواهم مرد عزیزکم،تو بمان و نظارهگر باش..که اگر من افتادن تو را ببینم ،خواهم مرد.
______
نیازی به دیدن ندارم از دیدن خسته ام از تلاش برای نظاره کردنه چیز هایی که نمیخواهم خسته ام
گر تو مردی من هم خواهم مرد
گر تو افتادی من هم خواهم افتاد
@ماتم
با خود میجنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود میگریست جنگهای او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمیگذاشت.
______
وضعیت الان بنده
من به جای هردویمان خواهم مرد عزیزکم،
تو بمان و نظارهگر باش..
که اگر من افتادن تو را ببینم ،خواهم مرد.
آ#ه برادر مزن شیشه ی خواهر به سنگ
خام مباش و مخور نان حر#ام از ت#فنگ
انچه به خو#ن شسته ای جانه عزیزه من است
میخوام موهای ابیمو کوتاه کنم...