توییت

دوست داشتم معلم املای تو بودم و دوستت دارم را املا بگویم و هی بپرسم؛ تا کجا گفتم؟ تو بگویی؛ "دوستت دارم" _فروغ فرخزاد_

دوست داشتم معلم املای تو بودم و دوستت دارم را املا بگویم و هی بپرسم؛ تا کجا گفتم؟ تو بگویی؛ "دوستت دارم" _فروغ فرخزاد_

کاش.. دلها آنقدر پاک بود که برای گفتن "دوستت دارم" نیازی به قسم خوردن نبود؛ _فروغ فرخزاد_

نه آرامشت را به چشمی وابسته کن نه گرمای دستت را به دستی دلخوش کن . چشم ها بسته میشوند و دست ها مشت و تو میمانی و یک دنیا تنهایی . .

آن کسی را که تو می جویی کی خیال تو به سر دارد بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد... «فروغ فرخزاد»