خاطره

هیچ کدوم از اهداف تو غیر ممکن نیستن،همه شون قابل دستیابی ان! فقط گاهی اوقات برای رسیدن بهشون باید توی یه نبرد سخت شرکت کنی، جنگی که توش نه با از دست دادن سر و بدنت، بلکه با از دست دادن «امید» می میری! و توی این جنگ خیلی از افکار، احساسات و خصوصیات خودت نه تنها توی لشکر تو نیستن، بلکه به عنوان دشمن از کنارت میگذرن و با نیزه های تیزشون جراحت هایی روی قلبت ایجاد میکنن که بعدش به زور سر پا میشی.