
آری آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر؟

بخدا عشق به رسوا شدنش می ارزد و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس سند عشق به امضا شدنش می ارزد گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم... کوشش رود به دریا شدنش می ارزد کیستم؟! باز همان آتش سردی ك هنوز حتم دارم به احیا شدنش می ارزد با دو دست تو فروریختن دم به دمم به همان لحظه برپا شدنش می ارزد دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد نگهش دار به موسی شدنش می ارزد...

ولیاولبهسلامتیامیلی، کههمیشهساقدوشعروسبود وهیچوقتخودشعروسنبود بهمبگوعزیزم، یهقلبهنوزمیتونهبشکنه، وقتیکهضربانشمتوقفشده؟