توییت
"حوصلمان در قطاری که به لندن می رفت سر رفته بود، پس برای اینکه زمان زودتر بگذرد، روی کفش هایمان خال خالی کشیدیم."
"حوصلمان در قطاری که به لندن می رفت سر رفته بود، پس برای اینکه زمان زودتر بگذرد، روی کفش هایمان خال خالی کشیدیم."
می گن اسبت رفیق روز جنگه مو می گویم ازو بهتر تفنگه سواره بی تفنگ قدرت نداره سوار وقتی تفنگ داره سواره تفنگ دست نقرمو فروختم برای دل قبای ترمه دوختم فرستادم برایش، پس فرستاد تفنگ دست نقره م، داد و بیداد -Persian Love Song, Dead Can Dance