اگه بر میگشتی به گذشته و دوست داشتی یکی از خاطراتت رو دوباره تجربه کنی اون چی بود؟
| اتمام مسابقه | 1405/06/06 |
| ظرفیت مسابقه | 20 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
مامانمو برمیگشتونم
زمانی که رفیقم زنده بود دوباره باهاش گل یا پوچ بازی می کردم🥲 اینکه می گم رفیقم رو از دست دادم واقعی است حدود دو سال پیش
اینکه بتونم دوباره کارتون های بچگیم رو ببینم و خاله بازی کنم:)💔
روزی که با چیزی بنام انیمه اشنا شدم..
برم خونه مامانبزرگم و با بچه های فامیل بازی کنیم:)
اونموقع که هی با پسر خاله ام تو خونه ی مامانبزرگم گند می زدیم
میرفتم بچگیام اون موقع ها که برای پدربزرگم کتاب میخوندم اون چشماشو میبست و از عمق وجودش بهم گوش می داد و به برق چشماش وقتی میشستم کنارش و تماشاش می کردم به روزایی که نامه های قایمکی براش میذاشتم و میگفتم چقدر دوسش دارم و به روزایی که رها بود شاید میرفتم همین یه سال قبل یا اصلا همین مهر پارسال و به روزایی برمیگشتم که برامون ویولن میزد و اواز می خوند و شاید تو صدای بهشتیش غرق میشدم شاید میتونستم بهش بگم نره و چقدر با ارزشه پیشمونه
سال هفتمم وقتی با دوست داشتنی ترین فرد زندگیم بیشتر وقت میگذروندم.💔
اون موقع که هر انفاقی میوفتاد و میرفتیم خونه مامان بزرگ مون و با دختر خاله و پسر خاله خراب کاری میکردیم....
با پسر دایی هام بیشتر وقت میگذروندم به پسرخالم وابسته نمیشدم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)