تاریکی و روشنایی، دو بحث متناقض در کنارهم... بحثی هرچند ساده، اما فلسفوی. موضوع هایی که نویسندگان با استعاره مورد بحث قرار میدهند. اکنون این شما هستید که با وجودت مزایا و معایب، دیگری را بر آن ترجیح دهید. شما انتخاب کنندهی کدام هستید؟ به چه دلیل؟ شاید شما در آنها بعدی ببینید که دیگران به آن بی توجه باشند. هرگز از بیان خود نهراسید.
| اتمام مسابقه | 1405/06/10 |
| ظرفیت مسابقه | 20 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
| شرکت در این مسابقه | |
تاریکی و نور چون دو لبه ی شمشیری هستند که جدایی ناپذیرند اما در کنار هم چیزی جز زخم نمی زایند. و فقط بودنشان در تعادلی میسر است که خودتان می یابید. نمیتوان یکی را ترجیح داد چون بدون دیگری معنا ندارد. نمیتوان هردو را انتخاب کرد چون ممکن نیست.
تاریکی. زیرا جغدی بیش نیستم
من به خدا خیلی دوست داشتم شرکت کنم.اما خیلی کتابی گفتی،نفهمیدم
تاریکی نه کسی منو میبینه نه من کسی رو ... ( عکس:من وقتی بعد مدت ها از این جمله ها میگم👆)
تاریکی یا روشنایی؟ شاید بگویم تاریکی و سکوت شب، شاید بگویم روشنایی و پویایی روز.... تاریکی فقط عدم وجود نور هست. و روشنایی، فقط با دیدن و فهمین تاریکی معنی دارد. هیچ یک بدون دیگری معنی ندارند. انتخاب من تعادل هست.
تاریکی یا روشنایی؟ فکر نمیکنم بتونیم اونا رو فقد همینطوری بببینم یه استعاره کلیشه ای از دنیای ماست خوبی/بدی ، شب/روز ، ماه/خورشید ، شیطان/فرشته.. اما بین اینا یه حد وسط همیشه هست چیزی که شاید دیده نشه اما همیشه وجود داره.. هیچوقت نمیتونیم یکیش رو با تمام وجود انتخاب کنیم چون زندگیمون با هر دوتاش شکل گرفته..
تاریکی چون تا وجود نداشته باشه به میزان نور درونمون پی نخواهیم برد؛ درست مثل وجود سختی ها تو زندگی که تا نباشه قدر راحتی ها نمی دونیم و متوجه میزان ارتباطمون با خدا نمیشیم و پس بله برای شناخت دنیا و خودمون به تاریکی ها نیاز داریم همون جور که به نور نیاز داریم. مثل علامت یین و یانگ توی شرق آسیا که یانگ نماد زندگی و نوره و یین مرگه و تاریکی و هردو وقتی در تعادل باشند زندگی به وجود میاد که نه سراسر شره نه سراسر خیر؛ بلکه مرکب این دو. خدا از ترکیب وجود این دو برای تعادل دنیا استفاده کرده.
قطعا تاریکی . درون تاریکی ، می توانی بدون ترس از اینکه کسی تو را ببیند خودت باشی . نیازی به تظاهر نداری. شب تو را مانند مادری مهربان به آغوش می کشد . در آغوش امنش رها می شوی ، مدتی برای خودت هستی و نیازی نداری که به ((چه خواهد شد ها))فکر کنی .
بنظرم روشنایی در تاریکی چون یک روشنایی کوچیک میتونه زندگی رو متحول کنه و با جرقهای انبار باروت امید رو روشن کنه مثل اینکه در گمراهی مسیرت رو پیدا کنی و بهسمت قلمروی روشناییها قدم برداری اما تاریکی و روشنایی آدم رو به پوچی میرسونه دیدگاهات رو نسبت به تکتک چیزهایی که سالها برات واضح و روشن بودن تغییر میده .
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
تاریکی چون تا وجود نداشته باشه به میزان نور درونمون پی نخواهیم برد؛ درست مثل وجود سختی ها تو زندگی که تا نباشه قدر راحتی ها نمی دونیم و متوجه میزان ارتباطمون با خدا نمیشیم و پس بله برای شناخت دنیا و خودمون به تاریکی ها نیاز داریم همون جور که به نور نیاز داریم. مثل علامت یین و یانگ توی شرق آسیا که یانگ نماد زندگی و نوره و یین مرگه و تاریکی و هردو وقتی در تعادل باشند زندگی به وجود میاد که نه سراسر شره نه سراسر خیر؛ بلکه مرکب این دو. خدا از ترکیب وجود این دو برای تعادل دنیا استفاده کرده.
چرا شرکت نکردی؟🥲
کردم
الان باید بگیم تاریکی رو انتخاب میکنیم یا روشنایی؟
هرچی که تو نظرته
بله و با توضیح علتت
نظرت رو در موردش بگو. حتما نیاز نیست یکی رو انتخاب کنی