هوای عصر کل آسمون رو بغل کرده؛ کنار تراس نشستی و به ماه نیمه محو شده خیره شدی. چه فکری با خودت میکنی؟
| اتمام مسابقه | 1405/05/24 |
| ظرفیت مسابقه | 30 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | بدون مدال مسابقهتوسط سازنده مسابقه |
| شرکت در این مسابقه | |
چه دنیا تخمه ایه فاز دپ رو روشن کن و به فداییت اجازه بده قربون صدقت بره
به خواببببب🤓
به این فکر میکنم که چقدر زمان گذراست و به زودی با فرا رسیدن نیمه شب یکی از همین روزا پا میذارم به دنیای آدم بزرگا و میشم یه بزرگسال... چیزی که تمام مدت ازش فراری بودم و هستم ولی نمیشه جلوشو گرفت،میاد و یه روزی هم میگذره.
تنها چیزی که ازش میترسم روز مرگمه ما نمیدونم که چقدر نزدیکه نمیدونم تا کی میتونم زندگی کنیم و روزی که مردم مثل the last of us بشن😂(یعنی من هرشب بخاطر همین خوابم نمیبرع)😂
بع حرف های نزدم و کساییکه دلمو شکوندن
فکر نمیکنم میرم توی گوشی🤳🏻
یعنی میتونم یروزی به ماه برم؟ يعنی میتونم آیدل بشم؟ یعنی خوشبخت میشم؟...
به آینده فکر میکنم؛ آیندهای که بیشتر از اینکه امیدوارم کند، مرا میترساند. میترسم سالها بگذرد و من هنوز همان آدم بیاعتماد به نفسی باشم که کسی متوجه حضورش نمیشود. میترسم هیچوقت فرد مفیدی نشوم، هیچ کاری که ارزش ماندن داشته باشد انجام ندهم و فقط روزها را پشت سر بگذارم. انگار همه بلدند چطور جلو بروند و فقط من کنار ایستادهام و نگاه میکنم. با فکر به از دست دادن عزیزانم میترسم؛ از روزی که صداهایشان فقط تبدیل به خاطره شوند.
به تغییرات و حال و هوای درونیم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)