
چه فکرای تباهی میکردی؟؟ مثلا من یکی از فکرام این بود که اگه پام از پتو بیرون باشه ج..ن میاد منو میبره جایزه:انتقال 500 امتیاز
اتمام مسابقه | 1403/12/14 |
ظرفیت مسابقه | 100 شرکت کننده |
نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
“من فکر میکردم بابام پسر میزاد مامانم دختر”😅
فکر میکردم خدا یه چیزی شبیه به ابره🌝🤣 معلما خونمون دوربین دارن عروسکام وقتی من نیستم زنده میشن😭
اینکه مامان بابام روباتن و میخوان من رو از بین ببرن🤣🤣
وقتی بچه بودم و تاریخ میلادی رو میشنیدم اول کلی با خودم فک میکردم بد نتیجه میگرفتم که: تاریخا تا یه جایی میرن، بد تموم میشنُ دوباره از اول شروع میشن! تاریخ میلادی ینی خیلی خیلی قدیم که بعدا دور زده از اول شرو شده ،شده تاریخ قمری! تاریخ قمریم تموم شده دور زده اومده اول، شده تاریخ الان، ینی این تاریخی که الان ما داریم سومین دور تاریخه!🤣🤣🤣🤣 فک میکردم کلا دو تا کشور داریم ایران و خارج🤣🤣🤣🤣 گوشه بضی برنامه های تلویزیونی مینویسه زنده اگه نداشت فکر میکردم مردنو واسشون گریه میکردم
فکر میکردم گوجه و هندونه و میوه ها کلا تو کارخونه پر شدن
اینکه منو میخوان بخورن😑😐😅🤣 میدونم فکر خیلی مزخرفیه 🤣😅

میرفتم تو حیاط سخنرانی میکردم و فصل به فصل درس اخلاق و نیکویی و فلان وفلان میدادم چون فکر میکردم دزدا پشت در نشستن و دارن از درس های من نهایت استفاده رو میبرم و نت برداری میکنن بعد که میرفتم درو باز میکردم میدیدم کسی نیست با خودم میگفتم حتما قایم شدن از خجالت
فکر میکردم کل دنیا فقط شهر خودمونه فکر میکردم اگه زنبور نیشم بزنه پخ پخ میشم فکر میکردم میتونم در تلویزیونو باز کنم برم تو هر کارتونی که خواستم فکر میکردم بچه هارو لک لک ها میارن فکر میکردم که اگه موقع خواب بترسم لولو میخوردم😐😂
اینکه بچه چطور بوجود میاد آخه من فقط ۸ سالم بود یا اینکه بچه ها لکلک ها چطور میآورند میدم مامان ها منم قراره لکلک ببینم جررررررر
فک میکردم امام زمان خونه ما ظهور میکنه حتی براش جاهم مشخص کرده بودم🎀🤌🏻
از زیر تختم،کسی دندونشو میکشید ازش میترسیدم،ماشینمون تصادف میکرد میترسیدم،
فکر میکردم ترکیب رنگ قرمز و سفید میشه نارنجی وقتی امتحان کردم فهمیدم نه میشه صورتی
من فکر های زیادی میکردم مثلاً اینکه اگه دندون مون رو بگذاریم زیر بالشت فرشته کوچولو میبرتش به شهر دندون ها یا فکر میکردم بازیگری که توی فیلم میمیره واقعا نفس میکشه یا نه و....
اگه تو دستشویی بگیم بسم الله میریم جهنم! قران کریم و مجید باهم برادرن و دوتا کتاب جدان! 🤣🤣🤣🤣🤣 یعنی فقط منطق بچگیامون 🤣🤣🤣🤣😑

من وقتی بچه بودم آرزو میکردم جادوگر بشم وقتی کلاس اول بودم فکر میکردم معلما تو خونمون دوربین گذاشتن منم با پتو تو خونه تردید میکردم😂 راستی 14 اسفند تولدمه😻تولد 16 سالگیمه😻😻😻😻😻❤
اینکه دنیا خیلی خیلی قشنگه و وقتی بزرگتر بشم قشنگ تر میشه .🌘
فک میکردم وقتی من میرم بیرون اتاقم عروسکام زنده میشن و وقتی برمیگردم برمیگردن سرجاشون
فک می کردم کره ی جنوبی یه سیاره ی دیگس
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)