یه خاطره چرت بنویسین
| اتمام مسابقه | 1402/08/15 |
| ظرفیت مسابقه | 100 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
هیچی .... مهمونی بودیم بعد دختر خالم ( مث چی با هم صمیمیایم ) مشت زد توی کَمَرم بعد فرار کرد منم دنبالش ... داشتیم میدوعیدم رفتم توی دیوار🕳 خلاصه توی جمع رفتم توی دیوار
خاطره ی خودم نیست ولی تو روضه وقتی مداح شروع کرد و همه داشتن سینه می زدن و گریه می کردن یک نفر هواسش نبود و دست زد
من میرم مدرسهههه .......
اینکه مسابقه چرت ترین خاطرتونو بنویسید رو پیدا کردم😐
یبار دوستم سر زنگ هنر بعد از کشیدن یه مربع صاف گفت من باب راسم میرم خونه تغییر شخصیت میدم میام بیرون مث میراکولس
موقع والیبال توپ رو زدم تو گوش دوستم 😐
داشتم به دنیا میومدم بعد گریه کردم
شیر خوررده بودم با الویه بالااوردم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (1)