کالوین
جونگ کوک
دوستای کالوین : نیکا . سوزا . مارنی... دوستای جونگ کوک : تهیونگ و جین و جیمین ..
کالوین : زندگی مثل سوالیه که همیشه بی پاسخه چطور میتونی سخت بگیری؟؟؟ ... کارگردان : کات .. کالوین خیلی خوب بود همگی خسته نباشید فیلم تموم شد تا ماهای دیگه میره رو سینما ... کال ( مخفف اسمش) : چطور بودم ؟ جونگ کوک : نمیدونم چرا کارگردان گفت خیلی خوب بود .. کال : کوککککک 😐😐 جونگ کوک : شوخی کردم مثل همیشه خوبی . بیا بریم بستنی بخوریم . کالوین خودشو لوس کرد وگفت : بریممممم . میگما کالوین من باید یه چیزی بهت بگم .. کالوین از دور داد میزد : بگووو میشنومممم . جونگ کوک : چرا داد میزنی؟ کال: 😁😁😁😁. جونگ کوک : کالوین . کال: اوم جانم کوک :. من ... من ... من .. دو.. ست ... دارم . . کالوین ویو : سر جام میخ کوب شدم. واقعا از جون گ کوک سرد و بی عا طفه بود این حرفو زد؟ اونی که چشم صد تا دختر روشه ؟ جونگ کوک سرشو انداخته بود پایین خواستم بگم منم که :(. برای توضیحات بیاید نتیجه)
خیلی عذر میخوام میدونم کم بود ولی مقدمه بود اگر حمایت شه قول میدم زود به زود بزارم 🙂 راستی اکم مال دوستمه دادش من🙂 توضیحات داستان و معرفی شخصیت ها نتیجه
اص بعدی توضیحات؟ ناظر ممنون منتشر میکنی چیز خاصی نداره🙂
‿︵‿︵‿ زیبا بود لذت بردم🙂💕🤲🏼
رمانم میـבوستے ؟!!!!!
بیا یـہ رماט با ژانر בرام عاشقانـہ בارم
بـہ پیج بالا سر بزن ‿︵‿︵‿︵
ıllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllı
♬ ◁❚❚▷↻
ادمین مایل به پین؟!🤍🥺
اگه دوست داری پاک کن:)